تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب ابر علیرضا آیت اللهی
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

تاریخ مردم شناسی در ایران (39)

سه شنبه 19 دی 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

تاریخ مردم شناسی در ایران (39)


برخی از کتاب های مرتبط با مردم شناسی ایران ، منتشر در ششماهه دوٌم 1344

افشار ، ایرج . سواد و بیاض . تهران : کتابفروشی دهخدا . اسفند 1344 ( مجموعه مقالاتی از ایرج افشار است که در انتهای کتاب گزارش هائی در باره سبک زندگی مردمان کرمان و سیستان و بلوچستان آمده است )

به آذین . م . الف . قالی ایران . ( زیر نظر محمد علی اسلامی ندوشن ) تهران : انتشارات کتابخانه ابن سینا . آبان 1344 . 155 ص .

محمود اعتماد زاده از بزرگترین نویسندگان و مترجمان عهد خود است که پس از شکست قیام ملٌی ایران مورد بغض رژیم شاهنشاهی قرار گرفته بود . وی که به دلیل دوستی با دکتر حسین آیدین ، مدیر ماهنامه ای که باهمکاری نویسنده حاضر منتشر می شد می آمد در پاسخ سؤالی از این نویسنده گفت این کتاب را به هزینه شخصی چاپ کردم و با وجود آنکه نام اسلامی ندوشن را هم بر آن نهادم رژیم ادامه آن را عملا" مانع گردید .

بیضائی ، بهرام . نمایش در ایران . تهران : چاپ کاویان . مهر 1344 . 242 ص .

وی که خود ازاستادان نمایش بود به لطف شهرتش دارای یکی از پرفروش ترین کتابهای نمایش در ایران ( مبتنی بر تعزیه ) گردید .

جاوید ، س . نمونه های فولکلور آذربایجان . تهران : چاپخانه اتحاد . 1344 . 287 ص

ساعدی ، غلامحسین . خیاو یا مشکین شهر . تهران . انتشارات مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ( مونوگرافی شماره 7 ) . آبان 1344 . 273 ص .

در معرفینامه این مونوگرافی از سوی ناشر آمده است :

« باز یک دفتر دیگر از اوضاع و احوال جزئیات گذشته و حال زندگی مردم یک آبادی ، که در واقع ترکیب جالبی است از ده و شهر ....

این میعادگاه ییلاقی ایلات شاهسون  ، آبادی بیش از حد خراب و بیماری است ....

( بنظر می رسد این معرفینامه توسط شخص جلال آل احمد نوشته شده باشد )

کاویان پور ، احمد . تاریخ رضائیه . تهران : مؤسسه انتشارات آسیا . 1344 .

معینی ، اسدالله . جغرافیا و جغرافیای تاریخی گرگان و دشت گرگان . تهران : چاپخانه شرکت سهامی طبع کتاب . 1344 . 428 ص .

هدایت ، صادق . مجموعه نوشته های پراکنده صادق هدایت ( گرد آوری حسن قائمیان ) . تهران : مؤسسه مطبوعاتی امیر کبیر . 1344 . 643 ص .

قائمیان که از آشنایان دکتر حسین آیدین ، مدیر مجلٌه محلٌ کار نویسنده حاضر بود و به این سبب یکبار به دفتر مجلٌه حاضر آمد اشاره ای به آثار گمشده صادق هدایت در حوزه فولکلور و بخصوص سانسور آنها در زمان چاپ و انتشار داشت ...

نظرات() 

تاریخ مردم شناسی در ایران (38) دکتر علیمحمد کاردان ؛ نخستین مدرس مردم شناسی ... ؟

دوشنبه 18 دی 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

تاریخ مردم شناسی در ایران (38)

دکتر علیمحمد کاردان ؛ نخستین مدرس مردم شناسی ... ؟

بنا به یک گفته در بدو بنیان مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ، فعالیت امثال دکتر صدیقی ، دکترنراقی ، دکتر کاردان ، دکتر ودیعی ، دکترورجاوند ، و... در آن ، دکتر علیمحمد کاردان به ملاحظه همکاریش با پییر بسینیه در بنیانگذاری این رروش مطالعاتی نامزد تدریس آن در دوره جدید التاسیس فوق لیسانس علوم اجتماعی بوده است غالب همردیفان وی از تدریس مردم شناسی استقبال نمی کرده آن را با تفکری نسبتا" عامیانه « علم به اقوام اوٌلیه » ، « جوامع عقب مانده » ، و حتی « علم به عقاید خرافاتی و نسبتا" خرافاتی » و نظیر آنا می دانسته اند ؛ و حال آنکه مردم شناسی در واقع علم به آداب و رسوم ، علم به جوامع سنٌتی تر و در واقع مطالعه جوامع باصطلاح در حال توسعه و مناسب کشورهائی درحال توسعه چون ایران ، با کاربرد در اصلاحات آن جامعه برای توسعه هرچه بیشتر ، بوده است ؛ و بااین وجود چون « مطالعات ایلات و عشایر » ، که فقط بخشی از مردم شناسی را تشکیل می دهد ، مورد پشتیبانی سازمان های بین المللی و کمک های مالی آنان و سفارش پروپه های مطالعاتی چشمگیر از سوی سازمان برنامه بوده است تقریبا" همه به آن بخش خاصٌ از مردم شناسی گرایش می یافته اند ؛ و دکتر غلامحسین صدیقی به عنوان رئیس شورای علمی مؤسسه ، با تدریس « شناخت ایلات و عشایر » به جای « مردم شناسی » ( روش مردم شناسی ) ، که از سوی بعضی از همکار – دوستان وی پیشنهاد می شده است موافقت نداشته است .

نویسنده حاضر پس از چند بار پرس و جو نزد دکتر کاردان به این نتیجه رسید که وی :

علاقه مند به تدریس روش مردم شناسی نبوده است .

مشتاق پروژپ گرفتن از سازمان برنامه و مسافرتهای تحقیقاتی نیز نبوده است ؛ بنابر این :

تدریس مردم شناسی را بر عهده ی متصدیان امور مربوطه در مؤسسه  می دیده است ؛ حال آنکه

جوٌ سیاسی به شدٌت در مؤسسه حاکم بوده است و وی بیش از هرچیز از چنین مجادله هائی ، بخصوص بین مطالعه گران روستا از یک طرف و مطالعه گران ایلات از طرف دیگر ، دوری می جسته است .

اگر روش مردم شناسی را به فارسی ترجمه کرده است کتاب بسیار معتبر روش جامعه شناسی از امیل دورکهایم را نیز ترجمه کرده است ؛ پس :

به یک روش کلٌی در علوم اجتماعی می اندیشیده است و به این ترتیب از همان 1338 به جای روش مردم شناسی یا روش جامعه شناسی به تدریس روش علوم اجتماعی ( روش تحقیق در علوم اجتماعی ) پرداخته است .

با این وجود تعلق خاطر وی به تعلیم و تربیت و بطور کلٌی فرهنگ از یک طرف و مردم شناسی و جامعه شناسی از طرف دیگر ، سبب گرایش وی به مکتب انسانشناسی فرهنگی شده در همان بدو امر به تدریس روانشناسی اجتماعی و ترجمه کتابهائی معتبر از آن پرداخته که در عمل مردم شناسی ، از مکتب فرهنگی آن ، نیز به شمار می روند .

شاید از همین بخش به « قوم شناسی  تربیتی » گاستون میالاره کشیده شده است .

آنچه که این نخستین استاد روش تحقیق در علوم اجتماعی ( و روانشناسی اجتماعی ) بنام روش تحقیق در علوم اجتماعی در ترم نخست سال تحصیلی 1344 – 1345 در دوره لیسانس رشته علوم اجتماعی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تدریس می کرد ، روشی توصیفی ، کیفی ، و در بخش اعظم خود همان روش مردم شناسی بود 

نظرات() 

تاریخ مردم شناسی در ایران (37 )

یکشنبه 17 دی 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


تاریخ مردم شناسی در ایران (37 )

برنامه رادیوئی فرهنگ عامٌه – فرهنگ مردم

 

در دهه 1340 شاید سرگرمی ، کسب شهرت و احتمالا" کسب مقام اداری مهم ترین انگیزه کسانی بود که به گردآوری فولکلور ، بخصوص ادبیات شفاهی ، و نشر آن می پرداختند . صبحی مهتدی به لطف رادیو ایران شهرت یافته بود چنانکه رقابت شخصیتی ادبی چون صادق هدایت را ، که آنچنان تریبونی در اختیار نداشت ، باخود دشوار ساخته بود . 

سید ابوالقاسم انجوی شیرازی

سید ابو القاسم انجوی شیرازی که گفته می شد در پاریس مدرک لیسانس حقوق کسب کرده است و در اداراتی از ایران و آخرین آنها سازمان برنامه ؟ چندان موفقیتی کسب نکرده بود به این اعتبار که در پاریس از صادق هدایت گرد آوری فولکلور را آموزش دیده است به هر تدبیر به جای صبحی مهتدی وارد رادیو شده بود با اقناع مسؤولان رادیو به تهیه برنامه فرهنگ مردم به جای برنامه « قصٌه ظهر جمعه » اتاقی را در طبقه زیر زمینی رادیو ایران ( تابع وزارت اطلاعات وقت ) گرفته بود و به اموری مختلف می پرداخت

روش گرد آوری فرهنگ مردم در آن زمان گویا دقیقا" همان روش صبحی با ارتبط پستی با داوطلبان ارسال آثار بود که آنان همیشه به اشتیاق اینکه مطلب به نام خودشان از رادیو ایران پخش خواهد شد به گرد آوری و ارسال مطالب محل های خود می پرداختند ؛ و گویا با کاتالوگی راهنمائی هم می شده کاغذهای تحریری نیمه کاهی شصت گرمی 22 در 34 سانتیمتری بنام فرم مخصوس با این سرلوحه برایشان ارسال می شد :

برنامه فرهنگ عامیانه

تاریخ ..................                                          راوی یا گوینده یا راویان یا گویندگان مطلب

نام و نام خانوادگی گرد آورنده                     اسم آبادی                        نام و نام خانوادگی

.................                                                                            ........................

سن ................. سواد ................       موضوع :    تاریخ تولد ........... سواد ........ شغل ......

پیشه و شغل ..................                                         محل و تاریخ و ساعت ملاقات ...........

نشانی پستی ..........

........................

..........

زحمات این گروه ، بخصوص شخص انجوی شیرازی که به گفته خود گاه بیش از دوبرابر ساعات کار رسمی اداری در آنجا مشغول بوده است از هر نظر قابل ذکر است .


انجوی شیرازی که اشتیاق نگارنده حاضر به فولکلور و تجربیاتش در ویراستاری ادبی را دیده بود گاه بگاه از وی دعوت می کرد که باصطلاح بصورت افتخاری در ویرایش برخی از مرسولات ، بخصوص آنچه که از یزد آمده بود ، همکاری کند ؛ حتی یکی دوبار ، سال 1346 ؟ ، قرار شد در خواندن متون یزدی به جای محمد محسن رفیعی گویندگی را برعهده بگیرد که در عمل بخاطر اینکه لهجه طرف مقابل ، خانم سرور پاکنشان ، تفاوتی فاحش با لهجه یزدی نگارنده داشت از ضبط آن منصرف شدند .

.

نگارنده که داستانهائی برای صبحی فرستاده بود و صبحی در برنامه قول چاپ آنها را داده بود امٌا چاپ نشده

بودند در پیگیری وضع آنها به دفر برنامه و شخص انجوی راهنمائی شد که مشغول اموری مختلف از نوشتن گزارش برای مطبوعات تا آموزش یک زن شیرازی برای عروسک سازی با لباسهای محلٌی بود و موقعی که اشتیاق نویسنده را به گرد آوری فولکلور دید سعی به جذب همکاری افتخاری وی با آن برنامه نمود .

** سال بعد از آن ، سال 1345 ، از انجمن آیران و آمریکا که آن روزها دانشجویان را به « گردش علمی میبرد ... دعوت کرده بود که از محلٌ تهیٌه آن برنامه نیز دیدن کنند که نویسنده نیز در اشتیاق گرد آوری آداب و رسوم مجددا" به آن مرکز رفت . اتاق انجوی پر از عروسکها و برخی از اسناد و مدارک شده بود ، اتاقی به تهیه کننده برنامه که بگمانم آقای شکرریز بود اختصاص داده شده بود و اتاقی دیگر نیز به همکاران انجوی اختصاص داده بودند که بعدا" آقایان وکیلیان ، ظریفیان ، یگانه ( بازنشسته پاره وقت ) و پناهیان ، فرزند یکی از کارکنان ، را در آن اتاق مشاهده کردم .

نظرات() 

مردم شناسی ، درس مرحوم دکتر نادر افشار نادری در سال 1346

یکشنبه 10 دی 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 


دانشگاه تهران . دانشکده ادبیات و علوم انسانی . رشته علوم اجتماعی . شماره درس 01060327


مردم شناسی  Ethnology


مجموعه تقریرات استاد محترم جناب آقای دکتر نادر افشار نادری

نیمسال اوٌل تحصیلی 1346 جزوه شماره 1 ( جلسات مهرماه ) . شامل : مقدمه – ساختمان اجتماعی

گرد آوری و تنظیم از : علیرضا آیت اللهی

( انتشار به صورت پلی کپی بوده است . این جزوه بنا به خواست تعدادی از محققان موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ده نسخه بیش از تعداد دانشجویان کلاس مربوطه تکثیر شده است  )

 

مردم شناسی *

از زمان های بسیار قدیم و حتی از زمان هخامنشیان به بعد ، یونانی ها ، البته بطور خیلی ناقص ، راجع به مردم و ملت های مختلف مطالبی نوشته اند . این مطالب در باره آداب و عادات ملل مختلف بوده و نوشتن آنها تا اواخر قرن 15 ادامه داشته است .

از اوایل قرن 16 اروپائیان به کشف قاره ها و سرزمین های جدید موفق شدند و در این نقاط ، امور و چیزهائی دیدند که معمولا" خلاف عادت بود و یا لااقل با وضع زندگی اروپائی مغایرت داشت ....

( ادامه دارد )

....

·        *مردم شناسی ترجمه لغت « Ethnology  است . 

همچنانکه انسان شناسی را معادل کلمه « Anthropology » ترجمه می کنیم . 

البته این دو مبحث تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند . امٌا علٌت اینکه کلمه قوم شناسی را به جای لغت اتنولوژی بکار نمی بریم این است که قوم لغت بسیار مبهمی است . مثلا" مقصود از کلمه قوم در اتنولوژی با مقصود از کلمه قوم آنطور که برای قوم یهود و امثال آن استعمال می شود بسیار متفاوت است .

نظرات() 

دکتر محمود روح الامینی ، پدر مردم شناسی ایران : نوجوانی و جوانی در کرمان

سه شنبه 10 اسفند 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:یادی از بزرگان دین و مذهب و علم و دانش، یادداشت های آموزشی - پژوهشی فرهنگی، خاطرات و تاریخ شفاهی با مدد از تاریخ كتبی، 


از قول وی آورده اند : « در سال 1323 به کرمان آمدم و برای ورود به کلاس ششم ابتدائی امتحان دادم . 
در کرمان به خانه ء یکی از آشنایان پدرم رفتم . این شخص از اقلیت های دینی ( زرتشتی ) بود . » ...
...و این بخش یکی از بخش های کمتر ناشناخته ی زندگی روح الامینی است که به هیچوجه رغبت نمی کرد از آن گفتگو کند . می دانیم که زرتشتیان مورد تحقیر تا زمان مشروطیت که حق نداشتند جلوی یک فرد مسلمان سوار بر یک چهارپا باشند یا لباسی مگراز کرباس سفید بپوشند طی دوره مشروطیت در ار تباط با پارسیان هند و حکومت هندوستان ناگهان قدرتی فزاینده یافته بودند تا جائی که قسمت اعظم تجارت یزد و کرمان و طبیعتا" کوهینان را بدست گرفته بودند و پس از تحکیم قدرت اقتصادی خود در صدد افزایش نفوذ سیاسی خود و حامیانشان بر آمده بودند ... دبیرستان و محلٌه مار کار در یزد ؛ دبیرستان ایرانشهر در کرمان و.... از آثار همان دوره تغییر و تحول به نفع زرنشتیان و مراجع حامی آنها در هندوستان به شمار می روند .
زرتشتیان را دوست داشت .
موضوع دیگر جریانات حادٌ سیاسیِ دهه 1330 ، به ویژه میانه ی این دهه در ایران و بخصوص در یزد و کرمان ، که ارتباطاتی تنگاتنگ بایکدیگر داشته محل فعالیت اجتماعگرایان بوده اند ، هست که طبیعتا" جوانانی چون روح الامینی را تحت تاثیر قرار می داده و به فعالیت در این سازمان جوانان یا آن سازمان جوانان می کشانده است . وی :
 به شدٌت اجتماعگرا و طرفدار حکومت عدالت اجتماعی در جامعه بود ؛ 
امٌا به نظر می رسید که چون دارای جاه طلبی کافی ، که لازمه سیاست است ، نبود و « کسب مقام به هر قیمت » را ابدا" نمی پسندید فقط به عنوان دفاع از حق ظاهر می شده است .
مدافع حق !
همیشه و در هر حال مدافع حق بود تا جائی که گاه حقوق حقٌه خود را در این را به خطر می انداخت یا از دست می داد .
روحیٌه ادبی و منش عرفانی وی اجازه نمی داده است که در عالم فعالیتهای سیاسی ، حتی در عنفوان جوانی ، دست به هر کاری بزند ؛ و بیشتر شعی داشته است که مردم را همراهی کند (1) ؛ مردمی بود .
به نظر می رسد از آن زمان به بعد روح الامینی چندان بستگی ئی با خانواده خود نداشته است . امٌا بلندای طبع یا به اصطلاح استغنای طبع وی اجازه نمی داد که ، در آن دهه های 1350 و 1360، همه را برای این دستیار پژوهشی آن روز خود و وبنگار حال حاضر تعریف کند ؛ و چون با زرتشتیانی اصیل بزرگ شده بود اگر نگوئیم اصولا" از دروغ گفتن بیزار بود ؛ لااقل به ندرت دروغ می گفت ؛ و در عوض آنچه را که نمی خواست بروز دهد به سکوت و تغییر موضوع محاوره تبدیل می کرد . حافظه ای قوی داشت امٌا نه صد در صد... یکی از دونفر از نزد یکانش ( پسر عمٌه ها ؟ ) که در دبیرستانی در یزد همکلاس من بودند بعدا" در تهران تعریف می کرده است که روح الامینی در کودکی عاشق یزد بود ه است امٌا تحصیل در کرمان سبب عشق وی به کرمان شد که من در تمام مدٌتی که از دهه 1350 به بعد وی را می شناختم شاهد این عشق تقریبا" شوینیست بودم .
تا آنجا که من دریافتم وی چه در سال ششم دبستان ، چه در دبیرستان ایرانشهر و چه در دبیرستان پهلوی فارغ از این که مبصر کلاس بوده باشد یا نبوده باشد ( که باصطلاح دورویش مسلک بود و اشتیاقی به ریاست نداشت ) چیزی نظیر قطب فکری دانش آموزانی بوده است که غالبا" سنٌی کمتر از وی داشته اند و در همان سالها گرایشاتی نیز به « توده مردم » یافته است : اینکه از توده مردم است ؛ باید به توده مردم خدمت کند و به این منظور لازم است که توده مردم را بشناسد ؛ امٌا اشتیاق وی به ادبیات و بخصوص نویسندگی ، که دفتر انشائش را فوق العاده عزیز می داشته است ، فرصت چندانی برای سایر فعالیت ها برای وی باقی نمی نهاده اند . 
مگر نه اینکه متبحٌر در توصیف ، نویسنده ، شاعر یا مردم شناس می شود ؟.
گفته است : پس از دبستان « به مدرسه زردشتی ها به نام دبیرستان ایرانشهر ( مدرسه آمیرز برزو یا دبیرستان ایرانشهر ) رفتم و تا کلاس سوٌم متوسطه آنجا بودم (1326) و از آنجا به تنها دبیرستان کرمان ، دبیرستان پهلوی رفتم - در آن زمان دبیرستان ها عمدتا" بنام پهلوی بود . در دبیرستان پهلوی تا کلاس پنجم متوسطه را خواندم و برای تحصیل در کلاس ششم به مدرسه دارالفنون تهران آمدم . » 

(1) نزیکترین دوست یزدی دوران جوانی وی سید عزیز الله نقیب زاده فرزند آقا سید مهدی نقیب زاده از احفاد شاه نعمت الله ولی بود . آقا سید مهدی ، قطب بزرگ دراویش نعمت اللهی یزد و نیز از بزرگان حزب توده یزد بود که گروه هائی از حزب توده که از سایر شهر ها می آمده اند را در منزل وسیع و نسبتا" مجهز خود تا چند شبانه روز پذیرائی می کرده است ؛ و گفته اند که به منظور اثبات اینکه « حزب توده » بر علیه اسلام نیست در منزل به امامت خود یا به امامت حجت الاسلام والمسلمین میرزا محمد علی عالمی ؟ نماز جماعت برپا می داشته است . سید عزیز الله نقیب زاده می گفت روح الامینی بسیار بیش از آنکه به سیاست فکر کند ادیب و درویش مسلک بود و به خواجه حافظ شیرازی فکر می کرد ...  

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 5 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :