تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب ابر علیرضا آیت اللهی
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

تاریخ مردم شناسی در ایران (49 ) مردم شناسی ، درس مرحوم دکتر نادر افشار نادری در سال 1346

سه شنبه 10 بهمن 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 


 

دانشگاه تهران . دانشکده ادبیات و علوم انسانی . رشته علوم اجتماعی . شماره درس 01060327

 

مردم شناسی  Ethnology

 

مجموعه تقریرات استاد محترم جناب آقای دکتر نادر افشار نادری

نیمسال اوٌل تحصیلی 1346 جزوه شماره 1 ( جلسات مهرماه ) . شامل : مقدمه – ساختمان اجتماعی

گرد آوری و تنظیم از : علیرضا آیت اللهی

 ( انتشار به صورت پلی کپی بوده است . این جزوه بنا به خواست تعدادی از محققان موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ده نسخه بیش از تعداد دانشجویان کلاس مربوطه تکثیر شده است  )

 

مردم شناسی *


از زمان های بسیار قدیم و حتی از زمان هخامنشیان به بعد ، یونانی ها ، البته بطور خیلی ناقص ، راجع به مردم و ملت های مختلف مطالبی نوشته اند . این مطالب در باره آداب و عادات ملل مختلف بوده و نوشتن آنها تا اواخر قرن 15 ادامه داشته است .

از اوایل قرن 16 اروپائیان به کشف قاره ها و سرزمین های جدید موفق شدند و در این نقاط ، امور و چیزهائی دیدند که معمولا" خلاف عادت بود و یا لااقل با وضع زندگی اروپائی مغایرت داشت . بهمین دلیل بعضی از افرادی که برای پیدا کردن مواد خام ، مخصوصا" فلزٌات قیمتی و جواهرات و همچنین تبلیغ مذهب خود و غیر از آن به این مناطق جدید ( آمریکا ، استرالیا ، آفریقا ) میرفتند تصمیم گرفتند که با توجٌه بمشاهده تازگیهائی که در این سرزمینها وجود داشت و اشکالاتی که در راه مسافران پیش میآمد ، بتدوین شرح مسافرت خود بپردازند و آن را بصورت سفرنامه ای منتشر نمایند . نویسندگان این سفرنامه ها پس از شرح چگونگی خطرات برٌی و بحری که در راه مسافرت برایشان پیش آمده بود ، بتوصیف سرزمینی که به آنجا مسافرت کرده بودند و تازگیهائی که در آنجا وجود داشت ، می پرداختند . مثلا" شرح می دادند که مردم مسکون در این سرزمین ها زبان ما را نمیفهمند ( و حتی این توضیح را نمی دادند که مردم مذکور زبانی مخصوص بخود دارند ) و آداب و عادات ایشان و بخصوص تازگیهائی که در این مورد وجود داشت را نقل میکردند . از جمله این تازگیها شیوه جنگ مردم جدید و اینکه آدمخوار هستند و امثال آن بود . این سفر نامه ها چون حاوی مطالب تازه و جالبی بود طرفداران بسیار پیدا کرد و هنوز هم مورد استفاده مردم قرار میگیرد ... چنانکه پس از سالها از انتشار آنها گذشته است ، هنوز هم مجلات عمومی ما قسمتهایی از آنرا به تفصیل و همراه با عکس های مربوطه بچاپ میرسانند . البته این نکته قابل تذکر است که چون اروپائیان خود را پیشرفته میدانستند ، خواه نا خواه اقوام جدید را وحشی خواندند .

پس از مدتی عده ای پیدا شدند و عقیده داشتند که انسان همیشه بصورت فعلی نبوده است بلکه در ابتدا شبیه به سایر حیوانات بوده و کم کم در اثر تکامل بدین درجه رسیده است . ایشان تکامل مذکور را شامل پنج مرحله می دانستند و عقیده داشتند که در طی این مراحل انسان از صورت میمون ، انسان ابتدائی و.... بصورت امروزی بیرون آمده و فعلا" در مرحله پنجم از تکامل است . سپس گروهی با توجٌه به مساله تکامل انسان که توسط تکاملیون مطرح شده بود ، موضوع دیگری را مطرح کرده عقیده داشتند : مردم بومی که در سرزمینهای جدید یافت شده اند از لحاظ تکامل یک مرحله پائین تر از مردم معمولی قرار دارند . از طرفی مردمشناسان قرن 18 و 19 علاقه داشتند که بچگونگی زندگی نیاکان خود در هزاران سال پیش پی ببرند و چون وسیله ای برای مطالعه زندگی ایشان نداشتند ، بدین فکر افتادند که مرحله زندگی پدران ایشان با مرحله ای که فعلا" اقوام جدید در آن زندگی میکنند مطابقت میکند و بنابراین با مطالعه زندگی اقوام جدید و وحشی میشود بچگونگی زندگی مردم قدیم پی برد .

اولین مطالعات مردمشناسی در مورد پیداکردن اصل و ریشه نهادهای اجتماعی بود . چنانکه عده ای پیدا کردن اصل و ریشه ازدواج را هدف خود قرار دادند و کوشش بعضی دیگر در راه پیدا کردن اصل و ریشه مذهب بود . فی المثل در قسمت مذهب کوشش مردمشناسان بر این بود که به ریشه و اساس اولیه مذهب پی ببرند و خواه نا خواه صور مذهبی که در قبایل جدید وجود داشت را اولین صور مذهبی بشر دانستند . در مورد اصل و ریشه ازدواج ، آسانترین راه بر این بود که امر ازدواج را دارایمراحلی بدانند و ازاینجا بود که مرحله اوٌل آنرا مرحله هرج و مرج دانستند ( یعنی بدانصورت که فعلا" بین حیوانات معمول است . ) شاید بیش از دو قرن طول کشید تا مردمشناسان بتوانند که اصل و منشاء امور ، بخصوص اصل و منشاء نهاد های اجتماعی را بیابند .

می بینیم که تا قرن 19 از لحاظ مردمشناسی تنها مسئله تکامل انسان و مبداء نهادهای اجتماعی مطرح بود و پس از این دو مسئله جامعه نیز مورد توجٌه قرار داشت ....

 ( ادامه دارد )


·        *مردم شناسی ترجمه لغت « Ethnology  است . 

همچنانکه انسان شناسی را معادل کلمه « Anthropology » ترجمه می کنیم . 

البته این دو مبحث تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند . امٌا علٌت اینکه کلمه قوم شناسی را به جای لغت اتنولوژی بکار نمی بریم این است که قوم لغت بسیار مبهمی است . مثلا" مقصود از کلمه قوم در اتنولوژی با مقصود از کلمه قوم آنطور که برای قوم یهود و امثال آن استعمال می شود بسیار متفاوت است .

نظرات() 

دکتر محمود روح الامینی ، پدر مردم شناسی ایران : نوجوانی و جوانی در کرمان

سه شنبه 10 اسفند 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:یادی از بزرگان دین و مذهب و علم و دانش، یادداشت های آموزشی - پژوهشی فرهنگی، خاطرات و تاریخ شفاهی با مدد از تاریخ كتبی، 


از قول وی آورده اند : « در سال 1323 به کرمان آمدم و برای ورود به کلاس ششم ابتدائی امتحان دادم . 
در کرمان به خانه ء یکی از آشنایان پدرم رفتم . این شخص از اقلیت های دینی ( زرتشتی ) بود . » ...
...و این بخش یکی از بخش های کمتر ناشناخته ی زندگی روح الامینی است که به هیچوجه رغبت نمی کرد از آن گفتگو کند . می دانیم که زرتشتیان مورد تحقیر تا زمان مشروطیت که حق نداشتند جلوی یک فرد مسلمان سوار بر یک چهارپا باشند یا لباسی مگراز کرباس سفید بپوشند طی دوره مشروطیت در ار تباط با پارسیان هند و حکومت هندوستان ناگهان قدرتی فزاینده یافته بودند تا جائی که قسمت اعظم تجارت یزد و کرمان و طبیعتا" کوهینان را بدست گرفته بودند و پس از تحکیم قدرت اقتصادی خود در صدد افزایش نفوذ سیاسی خود و حامیانشان بر آمده بودند ... دبیرستان و محلٌه مار کار در یزد ؛ دبیرستان ایرانشهر در کرمان و.... از آثار همان دوره تغییر و تحول به نفع زرنشتیان و مراجع حامی آنها در هندوستان به شمار می روند .
زرتشتیان را دوست داشت .
موضوع دیگر جریانات حادٌ سیاسیِ دهه 1330 ، به ویژه میانه ی این دهه در ایران و بخصوص در یزد و کرمان ، که ارتباطاتی تنگاتنگ بایکدیگر داشته محل فعالیت اجتماعگرایان بوده اند ، هست که طبیعتا" جوانانی چون روح الامینی را تحت تاثیر قرار می داده و به فعالیت در این سازمان جوانان یا آن سازمان جوانان می کشانده است . وی :
 به شدٌت اجتماعگرا و طرفدار حکومت عدالت اجتماعی در جامعه بود ؛ 
امٌا به نظر می رسید که چون دارای جاه طلبی کافی ، که لازمه سیاست است ، نبود و « کسب مقام به هر قیمت » را ابدا" نمی پسندید فقط به عنوان دفاع از حق ظاهر می شده است .
مدافع حق !
همیشه و در هر حال مدافع حق بود تا جائی که گاه حقوق حقٌه خود را در این را به خطر می انداخت یا از دست می داد .
روحیٌه ادبی و منش عرفانی وی اجازه نمی داده است که در عالم فعالیتهای سیاسی ، حتی در عنفوان جوانی ، دست به هر کاری بزند ؛ و بیشتر شعی داشته است که مردم را همراهی کند (1) ؛ مردمی بود .
به نظر می رسد از آن زمان به بعد روح الامینی چندان بستگی ئی با خانواده خود نداشته است . امٌا بلندای طبع یا به اصطلاح استغنای طبع وی اجازه نمی داد که ، در آن دهه های 1350 و 1360، همه را برای این دستیار پژوهشی آن روز خود و وبنگار حال حاضر تعریف کند ؛ و چون با زرتشتیانی اصیل بزرگ شده بود اگر نگوئیم اصولا" از دروغ گفتن بیزار بود ؛ لااقل به ندرت دروغ می گفت ؛ و در عوض آنچه را که نمی خواست بروز دهد به سکوت و تغییر موضوع محاوره تبدیل می کرد . حافظه ای قوی داشت امٌا نه صد در صد... یکی از دونفر از نزد یکانش ( پسر عمٌه ها ؟ ) که در دبیرستانی در یزد همکلاس من بودند بعدا" در تهران تعریف می کرده است که روح الامینی در کودکی عاشق یزد بود ه است امٌا تحصیل در کرمان سبب عشق وی به کرمان شد که من در تمام مدٌتی که از دهه 1350 به بعد وی را می شناختم شاهد این عشق تقریبا" شوینیست بودم .
تا آنجا که من دریافتم وی چه در سال ششم دبستان ، چه در دبیرستان ایرانشهر و چه در دبیرستان پهلوی فارغ از این که مبصر کلاس بوده باشد یا نبوده باشد ( که باصطلاح دورویش مسلک بود و اشتیاقی به ریاست نداشت ) چیزی نظیر قطب فکری دانش آموزانی بوده است که غالبا" سنٌی کمتر از وی داشته اند و در همان سالها گرایشاتی نیز به « توده مردم » یافته است : اینکه از توده مردم است ؛ باید به توده مردم خدمت کند و به این منظور لازم است که توده مردم را بشناسد ؛ امٌا اشتیاق وی به ادبیات و بخصوص نویسندگی ، که دفتر انشائش را فوق العاده عزیز می داشته است ، فرصت چندانی برای سایر فعالیت ها برای وی باقی نمی نهاده اند . 
مگر نه اینکه متبحٌر در توصیف ، نویسنده ، شاعر یا مردم شناس می شود ؟.
گفته است : پس از دبستان « به مدرسه زردشتی ها به نام دبیرستان ایرانشهر ( مدرسه آمیرز برزو یا دبیرستان ایرانشهر ) رفتم و تا کلاس سوٌم متوسطه آنجا بودم (1326) و از آنجا به تنها دبیرستان کرمان ، دبیرستان پهلوی رفتم - در آن زمان دبیرستان ها عمدتا" بنام پهلوی بود . در دبیرستان پهلوی تا کلاس پنجم متوسطه را خواندم و برای تحصیل در کلاس ششم به مدرسه دارالفنون تهران آمدم . » 

(1) نزیکترین دوست یزدی دوران جوانی وی سید عزیز الله نقیب زاده فرزند آقا سید مهدی نقیب زاده از احفاد شاه نعمت الله ولی بود . آقا سید مهدی ، قطب بزرگ دراویش نعمت اللهی یزد و نیز از بزرگان حزب توده یزد بود که گروه هائی از حزب توده که از سایر شهر ها می آمده اند را در منزل وسیع و نسبتا" مجهز خود تا چند شبانه روز پذیرائی می کرده است ؛ و گفته اند که به منظور اثبات اینکه « حزب توده » بر علیه اسلام نیست در منزل به امامت خود یا به امامت حجت الاسلام والمسلمین میرزا محمد علی عالمی ؟ نماز جماعت برپا می داشته است . سید عزیز الله نقیب زاده می گفت روح الامینی بسیار بیش از آنکه به سیاست فکر کند ادیب و درویش مسلک بود و به خواجه حافظ شیرازی فکر می کرد ...  

نظرات() 

ادبیات شفاهی در ایران

سه شنبه 9 آذر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


ادبیات شفاهی در ایران

عناوین و مصادیق ادبیات شفاهی در ایران با آنچه که از نیمه قرن نوزدهم میلادی در غرب وجود داشته است ، و وجود دارد و منشاء تعریف ادبیات شفاهی قرار گرفته است ، متفاوت است . منتهی :
- تعاریف علمی در جهان به سوی یگانگی می روند و ما نیز به ناچار و مجموعا" میبایست آنها را بپذیریم
- اصولا" در علم هر آنچیزی معتبر است که مورد قبول تمام یا اکثریت مردم جهان باشد .
آنچه که فقط مورد قبول یک یا چند ملٌت و یک یا چند گروه باشد چیزی جز « اعتقادات ملٌی و گروهی » آنان نیست .
در ایران و در حوزه ادبیات شفاهی چندان مطالعاتی ، مگر آثاری نادر چون کتاب کلثوم ننه در زمان حکومت صفویان ، وجود نداشته است ؛ و عملا" طی قرن حاضر خورشیدی برخی تحت تاثیر کشورهای پیشرفته در دانش و پژوهش مثل فرانسه و انگلستان به فولکلور و نهایتا" به ادبیات شفاهی نیز توجٌه کرده اند .
گذشته از گردآوری ها ، یادداشت ها و مقالاتی ناقص و پراکنده نزد نویسندگانی چند شاید سال 1313 خورشیدی ، 82 سال قبل از این ، و کتاب نیرنگستان نوشته ی صادق هدایت را بتوان مبداء حقیقی گردآوری ها و مطالعات ادبیات شفاهی در ایران بشمارآورد .
صادق هدایت با زبان و ادبیات فرانسه آشنائی داشته و احتمالا" از وان گنپ ، مطالعه گر فولکور در فرانسه ، الهام گرفته است .
همزمان یا اندکی پس از وی دیگر مشتاقان ادبیات شفاهی نیز در ایران وجود داشته اند که از آنجمله صبحی مهتدی آشنا با زبان و ادبیات انگلیسی است .
به نظر می رسد که نوشته های این دونفر که با حوزه ی جهانی ادبیات شفاهی آشنائی داشته انددر مجامع جهانی ازمقبولیت بسیار بیشتری برخوردار باشد .
طی قرن اخیر خورشیدی بسیاری از مشاهیر ایران با تکیه به شهرت خود و مقبولیت ناشی از آن نزد عوام و حتی برخی از خواص به گرد آوری ادبیات شفاهی ایران پرداخته اند بدون آنکه از تجارب و روشهای گردآوری - مطالعاتی آن چندان اطلاعاتی داشته باشند .
اکثر پژوهشگران فولکلور و ادبیات شفاهی ایران در اواسط قرن حاضر خورشیدی چون از استفاده از یک زبان بین المللی محروم بوده اند به مصداق « گر به گردش نمیرسی برگرد » به قواعد و قوانین مطالعات جهانی ادبیات شفاهی پشت کرده با وجود زحمات بسیار توفیقی را که باید و شاید نداشته اند .*
* ابوالقاسم انجوی شیرازی ، رحمة الله علیه ، بیشترین زحمت را در راه گردآوری فولکلور ( فرهنگ مردم ) در ایران کشیده است . منتهی با وجود تحصیلاتی ( درحقوق ؟ ) در فرانسه به نظر می رسید که با آن زبان آشنائی کافی ندارد . مطالبی به زبان فرانسه را به مترجمان می سپرد تا از ترجمه ی فارسی آنها استفاده کند . برحسب اتفاق در جائی که پروفسور هشترودی پاراگرافی در باره حماسه را از زبان فرانسه برای وی ترجمه می کرد حاضر بودم . بنظر می رسید که حتی فارسی مطلب رانیز در نمی یابد ؟! . مدعی استفاده از روشی بود که صادق هدایت نوشته است و کتابچه ای هم در این خصوص ( ظاهرا" با برداشت از برخی ازمقالات فارسی هدایت ) به عنوان راهنما برای گرد آورندگان ، در تعدادی محدود به چاپ رسانده بود ؛ امٌا در اواخر زمستان سال 1355 ، گویا به توصیه پروفسور محسن هشترودی ، آنها را حتی الامکان جمع آوری کرد .

نظرات() 

یک تعریف از ادبیات شفاهی

دوشنبه 8 آذر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

.

ادبیات شفاهی چیست ؟

نویسنده حاضر از حوالی 15 - 16 سالگی ( 1340 خورشیدی ) به ادبیات شفاهی علاقه مند شده و تا این اواخر حتی به جمع آوری و ثبت و ضبط برخی همٌت گماشته است . ازجمله چند ماه  (در سال 1355 ) به صورت کارشناس رسمی و در واقع به عنوان سرپرست پژوهش با مرکز فرهنگ مردم که درواقع مرکز ادبیات شفاهی ایران بوده است همکاری کرده است که نهایتا" با اعتراض به عدم تخصص حاکم بر آن مرکز همکاری خود را قطع نموده است .

ادبیات شفاهی

ادبیات شفاهی شامل گستره ی متمرکز برعقاید ، تخیٌلات و افکاری متمایز از ادبیات رسمی است که تمامی میراث فرهنگی را که دهان به دهان گشته است تا ، بدون توسل به نگارش و ثبت و ضبط ، از کوچکترین عبارات ( چون ندادادن ها *، نداهای جنگی ** ، زبانچرخان ها *** ، ضرب المثل ها ، و غیره ) گرفته تا بزرگتر و بزرگتر ین ( چون قصٌه های قدیمی ، افسانه ها ، تصنیف ها ، حماسه ها ، و غیره ) به گوش ما رسیده است ، را در بر می گیرد .

* مثل : آی عمو !
** بیشتر نزد نظامیان بکار می رود مثل : به پیش ! حمله !
*** عباراتی هستند که تلفظشان آسان نیست و به منظور سرگرمی بکار می روند مثل : سه سیر سرشیر با شش شیشه شیر و دو کیلو سیر

 https://fr.wikipedia.org/wiki/Orature

نظرات() 

قصٌه های قدیمی ایرانی و فضل الله مهتدی صبحی

دوشنبه 17 آبان 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |



قصٌه های قدیمی ایرانی و فضل الله مهتدی صبحی

فکر می کنم تقریبا" همه قصٌه های قدیمی را دوست دارند و با آنها سرگرم می شوند درس و پند می گیرند ، به کار و کوشش درست و در راه راست هدایت می شوند و .... به خصوص کودکان و نوجوانان . من هم که این روزها دیگر در هفتاد و یک سالگی به حافظه ی خودم غرٌه نیستم فکر می کنم از سالهای 1337 و به خصوص 1338 تا1341 به « قصٌه های ظهر جمعه » که توسط فضل الله مهتدی صبحی در رادیو ایران اجرا می شد گوش می دادم و از بهار سال 1339 ؟ شروع کردم قصٌه برایش فرستادن .... تا یک روز که در حضور خانواده و مادربزرگم به قصٌه اش گوش می دادم . در انتهای قصٌه گوئی از شنوندگانش خواست که هرکس قصٌه های « رطل دوغِ پشم بوغِ ... » ؟ و ... را می داند بنویسد و برایش بفرستد .
مادربزرگ ، مادر پدرم ، که حافظه ای بسیار بسیار قوی داشت گفت که این قصٌه را می داند و برایم تعریف خواهد کرد ؛ و پدرم که او هم حافظه ای قوی داشت امٌا با فولکلور چندان میانه ای نداشت با ذکر اینکه این قصٌه یک سمبل نهایتِ کار و کوشش ( و به قول اقتصاددانان : بهره وری ) است مرا به نگارش آن تشویق کرد ... تا جائی که صبحی مهتدی از همان برنامه از برخی از ارسال کنندگان قصٌه ها و از جمله از من با نام تشکر کرد . ... و قول چاپ آنها به نام خودمان را داد که گویا آخرین کتابهایش مصادف با فوت وی در سال 1341 شدند ، به چاپ نرسیدند و مفقود شدند ؟! ...
نمیدانم چرا امروز به جای این که از وی به عنوان فولکلوریست نام ببرند تقریبا" فقط درباره این که به فلان فرقه پیوسته است و توسط آیتی یزدی از آن فرقه برگشته است می نویسند ؟! .
قبل ازآن از اواخرسال 1335 به ندرت و از اوایل سال 1337 به صورتی متناوب بهکتابخانه وزیری یزد می رفتم و از جمله کتابهای فولکلوریک میخواندم که یک بار آقا یانحاج سید علیمحمد وزیری بنیانگذار کتابخانه ، که خود را شاگرد ممتاز دروس پدربزرگم در حوزه ی علمیه خان معرفی می کرد ، و آقا سیدعلی آیت اللهی ازاعضاء فعٌال هیئت امناء آن در بازدید ازکتابخانه متوجٌه این علاقه من شدند و وقتی گفتم در پی جمع آوری ضرب المثل های یزدی ( که جایشان را در کتاب امثال و حکم دهخدا خالی یافتهبودم ) بر آمده ام باقید این که اوٌل درست را بخوان و بعد به این کار بپرداز مراتشویق کردند .
این پنج نفر را می توانم نخستین مشوٌقان و مددکاران خود در جمع آوری فولکلور بدانم که نهایتا" به تحصیل و تحقیق و تدریس مردم شناسی در ایران و فرانسه انجامید .


در این روز 17 آبان مصادف با پنجاه و چهارمین سالروز وفات این خادم زحمتکش فرهنگ مردم ایران فاتحه ای نثار وی باد .
آثار فضل الله مهتدی صبحی :
کتاب صبحی (۱۳۱۲-۱۳۴۲)
افسانه‌ها (در دوجلد ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵)
داستان‌های ملل (۱۳۲۷)
حاج میرزا زلفلی (۱۳۲۶)
افسانه‌های کهن (۱۳۲۸ و ۱۳۳۱)
دژ هوش‌ربا (۱۳۳۰)
داستان‌های دیوان بلخ (۱۳۳۱)
افسانه‌های باستان ایران و مجار (۱۳۳۲)
افسانه‌های بوعلی سینا (۱۳۳۳)
پیام پدر (۱۳۳۵)
عمو نوروز (۱۳۳۹)

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 5 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :