تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب ابر علیرضا آیت اللهی
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

دکتر محمود روح الامینی ، پدر مردم شناسی ایران (1)

پنجشنبه 14 اسفند 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

17 اسفند

چهارمین سال فقدان

بخش خدماتی ساختمان باغ نگارستان ، نخستین محل مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی از سال 1337 و دانشکده از سال 1351

محمود روح الامینی


 پدر مردم شناسی ایران

مردی که دوست داشت زندگی دیگران را روایت کند ...

... و در خلال آن ، زندگی خود را حکایت کند .

خاطرات مردمشناسانه ی یک مردم شناس برای من که به گفته ی نخستین استادان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (1) مداد و کاغذ را راحت نمیگذاشتم ، و بنا به مطایبه ی کارپرداز دانشکده مصرف کاغذ من یکی معادل مصرف کلٌ دانشکده بود ، بسیار قابل توجه بود .

ضرورتی نداشت که من یا امثال من از وی بپرسیم که چرا و چگونه مردمشناس شدی ؟.

در ماه های نخستین تاسیس دانشکده ، پائیز 1351 ، که هنوز اتاق « بخش مردم شناسی » برای استقرار من مهیٌا نشده بود (2) به عنوان مسؤول غیررسمی آن بخش در اتاق سرپرست آن که دکتر محمود روح الامینی ، رئیس گروه آموزشی انسانشناسی (3) دانشکده باشد ، مستقر شده بودم و ، ضمن مطالعات پروژه میمند که وظیفه ی اصلی من از اردیبهشت همان سال بود ، ابتدا به تاسیس دانشکده ، آنگاه به تاسیس بخش ، و سپس و بیشتر به تاسیس گروه کمک می کردم .

از ضلع شرقی ، در اصلی ورودی پیادگان ، که وارد ساختمان نگارستان ، محلٌ دانشکده ، می شدی و در ساختمان چند قدم به طرف جنوب بر میداشتی اتاق گروه انسانشناسی بود که همیشه دری کاملا" باز به روی همه داشت ؛ امٌا به ندرت دانشجویان و حتی استادان گروه به مراجعه به آن نیاز پیدا می کردند ؛ چرا که سعی داشتیم همه چیز برایشان فراهم باشد و مسئله ای برایشان وجود نداشته باشد که برای حلٌ آن نیاز به رجوع به اتاق گروه داشته باشند .

تا حوالی نوروز 1351 هم به ندرت جلسه ای از اعضاء گروه ( دکتر محمود روح الامینی – دکتر نادر افشارنادری – دکتر سید مهدی ثریٌا – دکتر ظفردخت اردلان - ...) تشکیل شد . من دائما" در حال مطالعه و نوشتن بودم (4) و روح الامینی هرگاه مرا فارغ از مطالعه و یادداشت برداری می دید ، و شاید مقداری هم محض دلجوئی از من که ماهها بود حقوق نگرفته بودم و گاه از جیب مخارج تحقیقات را میپرداختم به شرح بخش هائی شاید عبرت آموز از زندگی خود میپرداخت که اگر فرصتی پیش آید عرض میکنم 

(1) ابتدا نامِ آن « دانشکده علوم اجتماعی و تعاون » بود

(2) دکتر فیروز ت ، و دکتر غلامعبٌاس ت که هردو باصطلاح سیاسیکار و اهل زد و بند بودند و مشهور بود که اوٌلی داماد دربار و در ارتباطات متعدد با ساواک ، و دوٌمی تحت حمایت گروههائی بازاری است با ایجاد بخش مردم شناسی و حتی تا حدودی با تاسیس گروه انسانشناسی مخالف بودند و چه بسا اگر حمایت های همه جانبه دکتر غلامحسین صدیقی و دکتر احسان نراقی ، و تا حدودبسیارزیادی دکتر نادر افشار نادری ، معاون مؤسسه ، و کمتر از آن دکتر محمد علی جمشید بهنام ، رئیس دانشکده ، نبود هرگز این دو مرکز علمی تشکیل نمی شدند .از 12 اردیبهشت 1351 که روح الامینی در تالار فردوسی دانشکده ادبیات در باره مردم شناسی سخنرانی کرد و مورد حمایت صدیقی قرار گرفت حب ٌ و بغض هائی نسبت به وی به وجود آمد ... به خصوص که دوستان قدیمی روح الامینی در مطبوعات ، چون پرویز نقیبی ، مطالبی در باره وی انتشار میدادند که رقبا آن را به حساب لانسه کردن وی می گذاشتند . من را که به تشویق پدرم ، انجوی شیرازی و دکتر روح الامینی طی بهار 1351 از بخش جمعیت شناسی کاملا" بریده بودم و به مطالعه « رمضان در یزد » مشغول بودم را هم به دلیل سابقه ی نمایندگی دانشجویان رشته علوم اجتماعی ، تسلط نسبی به کارهای اداری و باصطلاح قدرت قلم ، قوز بالا قوز خود تصور می کردند که بالاخره باتمام مقاومت ، در اوائل تیر 1351 ، شاید به اشاره دکتر صدیقی و نراقی ، مجبور به استخدامم شدند و برای مطالعات میمند مرا به یک صندلی از کتابخانه ی مؤسسه رهنمون گردیدند ....

(3) بر سر نام گروه اتفاق نظر وجود نداشت ؛ دکتر روح الامینی به نام « مردمشناسی » معتقد بود حال آنکه دکتر نادر افشار نادری ، دکتر احسان نراقی و دیگران نام « انسان شناسی » را ترجیح میدادند ؛ در خصوص نام بخش تحقیقاتی هم که گفته شد در جلسه ی شورای یکشنبه دهم اردیبهشت 1351 با تاکید بر سرپرستی دکتر روح الامینی بر آن و مسؤولیت بنده به تصویب رسیده بود برخی سیاسیکارانه نام فولکلور را انتخاب کرده بودند که ما دونفر هیچگاه قبول نکردیم و همیشه آن را بنام مردم شناسی نامیدیم .

(4)  متاسفانه آن یادداشت ها طی انقلاب ، و درغیاب بنده که در فرانسه مشغول ادامه تحصیل بوده ام ، از بین رفته اند ؟ و شاید هم به سرقت رفته باشند ... 

نظرات() 

« رسم » های زیبا سازی جسمانی نزد ایرانیان (3)

پنجشنبه 3 مهر 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:پزشكی سنٌتی، 

عکس ، تزئینی است
ممکن است که عقاید و تدابیر زیبا شدن در ایران پنجاه - شصت سال پیش از این مسحره و حتی باصطلاح از خرافات بنظر برسد ؛ امٌا در هرحال وجود داشتند و وقتی آنها را زیر سؤال می بردیم جواب می شنیدیم که  :
- تا نباشد چیزکی ، مردم نگویند چیزها ؛ لابد برخی از این تدابیر نتیجه ای هم گرفته اند که حال « مردم می گویند » ( مردم معتقدند ) .
- سنگ مفت گنجشک مفت ؛ ضرری که ندارد ( چندان خرجی ندارد )
- علی الله ( توکلت علی الله )
این از فلسفه ی عامه در این حوزه بود . 
فقط مداومت می خواست و آنهم نزد برخی وجود داشت 
مثلا" معتقد بودند که « پیشانی بلند » نشانه ی بخت و اقبال بلند دارنده ی آن است ؛ زیبا هم هست ؛ و برخی ( البته به ندرت ) از کسانی که موهایشان تا داخل پیشانیشان بود ، یا پیشانیی مجموعا" کوتاه نسبت به دیگران داشتند موهایشان را مکررا" به طرف بالای سر شانه می زدند و آرایش می کردند ، تا دهه ی 1340 تِل می زدند ، یا با دوتا شانه ی توسری نگاه می داشتند ، در دهه ی 1350 که مدل موی دم اسبی هم ، البته فقط برای بانوان و به خصوص دختر خانم ها ،  مُد شده بود ، و... تا پیشانیشان بلند شود و می گفتند که مؤثر هم واقع می شود .
چند سالی است که در ایران گونه کاشتن هم مُد شده است . در آن زمان ها برای این که گونه ها را بیشتر جلوه بدهند سُرخاب زیاد به روی آنها می مالیدند و تشخیص سلیقه و روش آرایش شهری با آرایش روستائی احتمالا" در این بود که هرچه از شهرهای بزرگ تر به شهر های کوچک تر و روستاها نزدیک تر می شدیم میزان سرخاب روی گونه و کنتراست آن با سفیداب مالیده شده بر بقیه ی صورت ، بیشتر بود . اگرچه روستائیان بیشتر به منظور زیبائی از سرخاب استفاده می کردند ؛ امٌا نزد شهری ها سرخ بودن گونه ها دلیل بزرگ شدن فرد در رفاه و سلامتی اعیان ها  هم بود و شاید یک کمی اصطلاح « صورت خود را با سیلی سرخ نگهمیداریم » با این موضوع بی ارتباط نباشد .
امٌا بسیار بیش از آنکه به زیبائی گونه توجه داشته باشند به زیبائی لُپ توجه می کردند که هرچه بزرگتر بود زیباتر بود و صاحبش را « شاه صورت » تر می کرد و هرچه کوچکتر بود صاحبش « گدا صورت » تر می شد . بچٌه ای که لپ داشت به خصوص احتمال این هم بود که « چالِ لپ » ، که به زیبائی صورت می افزود ، هم داشته باشد ؛ و معتقد بودند که نوزاد اگر چال لپ نداشته باشد هم می توان به سادگی برایش درست کرد ؛ به این ترتیب که به محض به دنیا آمدن بچٌه با ناخن انگشت سبابه از یک طرف و ناخن انگشت شست از طرف دیگر در لپ های وی فرو می بردند ؛ و شاید بعد ها تا یکی - دو سالگی بارها این عمل را تکرار می کردند و بعضی قسم می خوردند که حتما" این تدبیر م‍ؤ‍ثر واقع می شود .
برخی ( البته بسیار به ندرت ) سعی به ایجاد چال زنخدان ( چانه ) برای پسران هم می کرده اند .
... و امٌا بینی :   

نظرات() 

مردم شناسیِ مردم شناسی (1) : مردم شناسی خاله زنکی

پنجشنبه 9 مرداد 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:یادداشت های آموزشی - پژوهشی فرهنگی، 

مردم شناسی خاله زنکی

« مردم شناسِ صاحب مدرکِ کارشناسی و کارشناسی ارشدِ مردم شناسی » اگر واقعا" مردم شناس باشد ، و بخواهد به مردم شناسی میهن خود در جهت برنامه ریزی های اقتصادی - اجتماعی - فرهنگی ، در جهت رشد و توسعه و ترقی و تعالی بپردازد میبایست متوجه « مردم شناسی کاربردی » باشد ؛ و الٌا با مردم نگاری و آنهم غالبا" ذهنی و ناقص « رسوم متروک » و قدیمی  ، در خدمت ژورنالیسم منحط و حداکثر یک « روزنامه نگار چاپچی » ( کسی که بنا بر هر هدف ، مطلبی بی اعتبار را باری به هرجهت ، و حداقل در راه خودنمائی و کسب شهرت چاپ و منتشر می کند ) ؛ و وای به وقتی که به اتکاء مدرکی که وی را مردم شناس می شمارد ، و به اتکاء ذهنیات خاله زنک های سالخورد ، به به صورتی « ساختگی » ، و قلب واقعیت ، به بازسازی رسوم متروک و قدیمی پرداخته بنام رسوم محلی کنونی ( که برخی از مردم شناسان واقعی را نیز منحرف خواهد کرد ) باز سازی کرده تصاویر آن را در مطبوعات منتشر کند. در یک چنین مواردی است که وارد مباحث « مردم شناسیِ مردم شناسی »  می شویم ؛ و به قول مرحوم دکتر محمود روح الامینی « مردم شناسی خاله زنکی » : اگر قرار باشد هرچه که یک خاله زنک یا امثال وی از آداب و رسوم قدیمی و متروک یا حتی نسبتا" جدید روایت می کند نام مردم شناسی داشته باشد پس در دانشگاههای معتبر را ببندید که هر خاله زنکی یک مردم شناس تمام عیار است ! .
حرفهای خاله زنکی ؟
عکس ، سینمائی و تزئینی است

نظرات() 

مراسم ملاقه زنی رمضان در خراسان جنوبی ( قاشق زنی ، کمچه زنی ، دوست علی )

جمعه 3 مرداد 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

عکس ، تزئینی است

مراسم ملاقه‌زنی رمضان در خراسان‌جنوبی
» ایسنا . سرویس: استان ها - خراسان جنوبی
چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۳:۳۴
«کفچلزی» یکی از مراسمی است که در شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان در خراسان‌جنوبی انجام می‌شود.
... «ملاقه‌زنی» یا «کفچلزی» بدین صورت است که زنان و دختران هرکدام یا هر دو نفر با هم یک سبد یا قلبیری را که پارچه‌ای درون آن انداخته بودند را برداشته و در آن یک آئینه و یک شانه و یک سرمه‌دان و قرآن می‌گذاشتند و یک کفچلز «کفگیر» یا قاشق به دست دیگر گرفته و به در خانه‌هایی که از پیش در نظر گرفته‌اند می‌روند در حالی‌که صورت خود را چنان در چادر پنهان می‌کنند که دیده و شناخته نمی‌شوند.
به در هر خانه‌ای که می‌رسند با کفچلز چند بار با فواصل کوتاه به در خانه می‌کوبند و بدان وسیله حضور خود را اعلام می‌کنند.
بانوی خانه به دم در آمده سبد آنها را گرفته ابتدا شانه را بر می‌دارد و به موهای خود می‌کشد سپس سرمه‌دان را به دست گرفته و چشم‌هایش را با سرمه سیاه می‌کند آنگاه آئینه را برداشته و چهره‌ی خود را در آئینه نگاه می‌کند بعد آنها را با مبلغی پول داخل سبد می‌گذارد و به صاحبش می‌دهد.
البته هم‌اکنون سال‌هاست که علاوه‌بر پول چیزهایی نظیر آرد، خرما و ... نیز می‌گذارند، زن کفچلز با مبالغی که جمع می‌کرد پارچه‌ای گرفته و ظهر روز بیست وهفتم در مسجدی یا در خانه خود در فاصله میان نماز ظهر و عصر پوشاکی برای خود می‌برد و همان روز می‌دوزد و می پوشد و بر این باورند که تمام سال را به شادی می‌گذراند و از همه بلیات مصون است.
براساس این گزارش، مراسم آئینی ملاقه‌زنی «کفچلزی» به شماره 816 در تاریخ 4/11/91 به ثبت آثار ملی رسیده است.

**************************
شما : عکس تزئینی است . بین ملاقه زنها یا قاشق زنها در شهرهای مختلف ایران هرکسی می تواند باشد ؛ مثلا" خواستگار دخترتان که آمده است شاید به این ترفند وی را ببیند !

نظرات() 

آداب و رسوم ماه مبارک رمضان در تهران – رمضان در ایران (14) سرگرمی ها و تفریحات شبانه

یکشنبه 15 تیر 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:تفنن و سرگرمی، مراسم مذهبی، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، 


می توان فرض کرد که اکثر قریب به اتفاق « رسم » های جهان توسط صاحبان قدرت به منظور ایجاد ، تحکیم و توسعه ی قدرت آنان به وجود آمده است و آگاهانه یا نا آگاهانه ادامه یافته است . این موضوع در قلمرو اقتصاد وضوح بیشتری دارد: بنگاهها و به طور کلی مراجع اقتصادی یک کالا یا یک خدمت را « مد » می کنند ؛ که در صورت مطلوبیت و مقبولیت عمومی این مد ادامه یافته به صورت رسم در می آید .


ایجاد ، تحکیم و توسعه یک تفریح و سرگرمی در ماه مبارک رمضان و به خصوص در لیالی آن هم می تواند در این حوزه نیز بررسی شود .

قبل از انقلاب اسلامی بسیاری از سینماهای تهران در این ماه مبارک تعطیل می کردند ؛ و در بقیه نیز  در سانس هایی محدود تر فیلم های متناسب تری با ماه مبارک رمضان نشان می دادند که در نتیجه با توجه به عادات تهرانیان آن روزها ، و به ویژه در مقابله با تلویزیون آن روزگار به رکود کشیده می شدند . در دهه 1380 و به خصوص در دهه 1390 ، تلویزیون با ارائه سریالهای رمضانی خود تهدیدی قوی تر و جدی تر برای سینماهای تهران به شمار می رفت ؛ به اضافه ی این که استفاده از برنامه های فارسی ماهواره ها عمومیت بسیار بیشتری می یافتند ...
هم اکنون رسم شده است که سینما ها بتوانند تا سحر ( ساعت 2 بامداد ) فعالیت کنند ؛ بلیط سینماها از زمان افطار به بعد به این عنوان که برای روزه گیران مؤمن تر است به نیم بها فروخته شود ؛ و به منظور به صرفه بودنِ کار ، فیلم های مشهور و پرفروش سابق را اکران کنند .
با این وجود فیلمی جدید توانسته است ظاهرا" به عنوان یک « پدیده » و بگمان ما در واقع یک « مد » تغیر در رفتار سینمائی رمضان ، روزانه در بیست و پنج سینمای تهران بیش از سی و هشت میلیون تومان فروش داشته باشد ؛ که بنا به همان گمان ، این امر می تواند نشان دهنده ی یک مٌد و یک تغییر و تحول در سرگرمی - سینمای رمضان در ایران باشد .

مردم شناس 1400 میبایست تحولات فرهنگ و رسوم را دریافته با بررسی آنها به قواعد و مقرراتِ این تحولات برسد تا خود بتواند به عنوان یک مطالعه گر فرهنگ و مردم شناس حقیقی به سیاستگذاری و برنامه ریزی تحول و توسعه فرهنگ مردم خود کمک کند .

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 5 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :