تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب ابر علیرضا آیت اللهی
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

جنٌ و بسم الله (11) ؛ آل هم از جن ها است ؟

دوشنبه 25 شهریور 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


پس از46 سال مطالعه هنوز به این نتیجه نرسیده ام که آیا « آل » در اعتقادات مردم ایران یک موجود استثنائی است ؛ یا آنطور که برخی از مردم جنوب و غرب کویر مرکزی ایران ، از کاشان تا یزد و کرمان ، معتقدند ، از اجنٌه است که خباثتی خاص ٌ در مورد زائو و نوزاد وی دارد ؟ .
 در دهه 1350 در شهر یزد برخی از عوامی که تعصب بیشتری نسبت به دین مبین اسلام داشتند معتقد بودند که نام آل در قرآن کریم نیامده است و بنابر این از اجنٌه نیست .  ؛ برخی دیگر در مقابل کنجکاوی نگارنده با توجیه این که چون ما فقط سه طبقه موجودات ، یعنی فرشتگان ، انسان ها و اجنٌه را داریم ؛ و آل چون از فرشتگان و نوع انسان نیست ، پس از اجنٌه است .  برخی هم آل را یک روح خبیث سرگردان معرفی می کردند .
در هر حال ، اعتقاد به وجود آل ، قبل از اسلام ، نزول قرآن کریم و ذکر وجود اجنٌه در آن ، هم وجود داشته است .
مجموعا" اعتقادات عامٌه این است که :
آل دشمن تجدید نسل بشری است ، پس :
1 - اگر زن زائو ( تازه وضع حمل کرده ) را تنها بگذارید آل می آید وی را خفه می کند .
2 - جگر وی را می خورد
3 - سبب خفگی بچٌه قبل از تولد هم می شود ؛ یا
4 - به خصوص نوزاد را می دزدد و می برد
اتفاقا" در همین مورد اخیر است که بین اعتقاد به دزدیده شدن نوزاد توسط آل ، و توسط جن ٌ اختلاط عقیدتی به وجود می آید و برخی معتقد می شوند که بنابر این آل هم جن ٌ یا در واقع نوعی جنٌ است ؛ حال آنکه اعتقاد اگثر مردم این است که آل نوزاد را با خود می برد ؛ حال آنکه جن آن را با نوزاد خود عوض می کند ؛ چون نوزاد انسانی زیباتر از نوزاد اجنٌه است ... و نوزاداجنٌه هم چون با انسان یزرگ می شود دیگر سُم در نمی آورد ؛ و شبیه سایر انسان ها می شود .
بنا بر این اعتقاد ، آل به شکل زنی است لاغر و بلند قامت ، پیر ، شیطان صفت ، با موهائی بلند و ژولیده و کثیف ، چشمانی قرمز رنگ و ترسناک ، دماغی نوک تیز ، دهانی گشاد با دندانهائی شبیه دندان گراز، و ... که با ظهور ناگهانی خود مقابل زائوئی که تنها مانده است وی را به شدٌت می ترساند ؛ به حدٌی که زن زائو از شدٌت ترس زبانش بند می آید و نمی تواند دیگران را به یاری بطلبد ....
امٌا آل از هر انسان دیگری مگر زائو ، حتی اگر یک کودک چند ساله در کنار زائو باشد می ترسد ...  

نظرات() 

جنٌ و بسم الله (10) ؛ تدابیر و ابزار و اشیاء دافع جن ها - 3

پنجشنبه 21 شهریور 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


شاید حمٌام عمومی اساسی ترین محلٌی بود که جن را از آنجا و در آنجا می دانستند . بنابر این هرکسی نمی بایست به تنهائی به حمٌام برود ، و موقع به حمٌام رفتن ، به خصوص در زمان خلوتی حمٌام ، و بیش از همیشه در موقع شب ، می بایست وسیله ای دفاعی با خود داشته باشد ؛ و بازهم در باره حمٌامی که همیشه ، یا در برهه ای از زمان ، شهرت می یافت که جنٌ دارد ، مثل حمٌام مشهور شیخ بهائی در اصفهان ، ترس و بیم و وسایل دفاعی مشتریان بیشتر می شد ؛ در هر حال :
- برخی معتقد بودند که اصولا" حمٌام اختراع جنٌیان است و همه حمٌام ها توسط جن ها ساخته شده اند یا پایه گذاری شده اند یا جایشان تعیین شده و آدمیزاد نا آگانه به آن محل کشیده شده و حمٌام ساخته است .
- برخی معتقد بودند که حمٌام ها ، به خصوص در زمان تاریکی شب در تصرف و مورد استفاده اجنٌه است .
- برخی بعضی از حمٌام ها را اصولا" حمٌام جنٌیان معرفی می کردند و حتی از تعطیلی آنها ، به همین دلیل ، می گفتند .

راه مقابله با جنٌ در حمٌام :

مهم ترین راه مقابله با جنٌیان ، یا در واقع فراری دادن آنان از حمٌام ، استفاده از آهن بود . بنا به شنیده های ما :
- بر سردر ورودی برخی از حمٌام ها که شهره به جن داشتن بوده اند چاقو و داس آویخته بوده اند .
- در چند محل از حمٌام ، و به خصوص در محلٌ ازاله موهای زائد بدن ، و خزانه ، میخ آهنی به دیوار کوبیده بوده اند ( که نگارنده شخصا" مشاهده کرده است ) .
- از وسایلی آهنی ( پنجاه - شصت سال قبل از این از دولچه ای از جنس آهن گالوانیزه ) استفاده می کرده اند .
مهم ترین راه دفع « اجنٌه یِ بد و نامسلمان » گفتن بسم الله الرحمن الرحیم موقع ورود به حمٌام و ترجیحا" به هر بخش از آن بوده است . منتهی برخی به این تدبیر ، و احتمالا" آهن آلات داخل حمٌام اکتفا نکرده با انگشتر آهنی یا ترجیحا" کلیدی که به گردنشان آویخته بودند وارد حمٌام می شدند .
- کلید به جای خود تدبیری کارساز تر از همه در فراری دادن اجنٌه یه شمار می رفت . شاید به همین دلیل بود که برخی باجام چهل کلید که بسیار شهره است ، و خود در مقوله ای جداگانه می گنجد ، و به خصوص در خراسان تولید و مورد مصرف قرار می گیرد ، استفاده می کردند . به این ترتیب که به محض ورود به حمٌام با آن دوش می گرفتند و بعدا" هم در کنار خود نگهمیداشتند .
 
با اینهمه ، مهمتر از هر چیز ، تنها نبودن بود . 

نظرات() 

جنٌ و بسم الله (9) ؛ تدابیر و ابزار و اشیاء دافع جن ها - 2

سه شنبه 19 شهریور 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


رابطه حیوانات و اجنٌه

بنا به اعتقادی عمومی جن نه فقط مشابه انسان بلکه جنٌِ مشابه و معادل حیوانات روی زمین هم وجود دارد که برخی سمبل آن را گربه سیاه ، به خصوص در شب ، معرفی کرده اند . در این خصوص باید تاکید کنیم که نویسنده (1) : 
- به دلیل عدم تخصص کافی و حتی تخصص لازم وارد مباحث مذهبی نمی شود
- به عنوان مردم شناس سعی می کند به قواعد و نظریه های مردم شناسی توجه داشته باشد ؛ و الٌا نقل آنچه که در باره جنٌ ها بین مردم وجود دارد شاید از فلان عجوزه ی به اصطلاح دنیا دیده ای بهتر از ما بر آید .
- هر مردم شناسی در قدم اوٌل می بایست از تعصبات قومی و نژادی به دور باشد ، اتنو سانتریست نباشد و نخواسته باشد که منشاء تمام آداب و رسوم و آداب و اعتقادات را به قوم و ملٌت خودش نسبت دهد .
همانطور که گفته می شود « همه چیز را همگان دانند » همه چیز را هم همگان در سراسر تاریخ و در مناطق مختلف جهان ابداع و رایج کرده اند و مسلما" نمی توان گفت قیچی یا آرایش کردن توسط کدام قوم و در کجای جهان اختراع و ابداع شده است . آنچه را هم که نسبت به اختراع و ابداع آن مطمئن یا نسبتا" مطمئن هستیم از یک جا شروع شده و به سایر جوامع « اشاعه » یا فته است که این موضوع در مردم شناسی مبحث مکتب اشاعه را تشکیل می دهد ؛ و در اینجا نیز هیچ بعید نیست که اعتقاد ، رسم ، آداب ، و عرف و سننی همزمان در دو یا چند نقطه و جامعه جهان نشو و نما یافته باشند .
تعصب را کنار بگذاریم ، نه تنها برخی از اعتقادات مربوط به اجنٌه ، بلکه بسیاری از آنان ممکن است اصولا" وارداتی باشند و از آنجمله اند ، به نظر ما ، راه حل هائی که در تهران در دفع خطر اجنٌه توسط حیوانات شنیده ایم .


رابطه حیوانات و اجنٌه :

- کبوتر سفید : می گویند که موقع حضور اجنٌه اگر کبوتر سفیدی وجود داشته باشد و به خصوص به پرواز در آید ، یا آن را به عمد به پرواز در آورند ، جنٌ ها محل راترک می کنند . کبوترسفید در جهان سمبل مصالحه ، آرامش و مهرورزی با دیگران است .
- خروس سفید : گفته شده است که اگر موقع حضور اجنٌه خروس سفیدی حضور داشته باشد و اجنٌه آن را ببینند ، و به خصوص بالهای خود را به یکدیگر بکوبد ، اجنٌه فرار را بر قرار ترجیح می دهند. خروس عامل سمبلیک بانگ بیداری ، و هشدار به هشیار بودن در نرفتن به راه خطا و پبش گرفتن کار صحیح و ستوده است .
- اسب سفید : حضور و حرکت اسب سفید موقع حضور جنٍ یا جن ها را نیز سبب دورکردن آنان شمرده اند و می دانیم که به زبانی جهانی اسب سمبل کوشش و جوانمردی در نجات به دام افتادگان به سرعت هرچه تمام تر است و رنگ سفید نیز همچنان سمبل صلح و آرامش و مهرورزی است .
به خوبی دیده می شود که همه جا رنگ سفید رنگ صلح و نجات و نهایتا" نور و رستگاری ، و رنگ سیاه نشانه هر آنچه مخالف آن است ( که اتفاقا" مورد علاقه ی شدید اعراب بدوی در زمان جاهلیٌت هم بوده است ) می باشد .
امٌا آیا در حمام های عمومی که به عقیده مردم مبداء و منشاء و محل اصلی اجنٌه بوده است هم می شده است کبوتر و خروس و اسب نگهداری کرد ؟ .


(1) که علاقه ای ممتد به علوم حوزوی و سوابقی هرچند بسیار کوتاه در طلبگی دارد ...

نظرات() 

جنٌ و بسم الله (7) ؛ جلوگیری از جنٌ

یکشنبه 17 شهریور 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


کشیدنِ دیوار و حصار جلوی جنٌ ...

در این یادداشت به مطالعات اعتقادات مردم یزد متٌکی نیستیم ؛ چرا که ار این خصوص مطلب چندانی در آن شهر ، و ییلاقات باقی آباد و طزرجان در آن ناحیه ، که به آنها رفت و آمد داشتیم ، نیافتیم و به ناچار آنچه را که پیشآمد کرد و در تهران شنیدیم ، و این خود به دلبل ترکیب جمعیتی تهران ممکن است مخلوطی از اعتقادات مردمان متفاوت ایران باشد ، را ماخذ قرار می دهیم ، و البته آن را در چارچوب مردم شناسی ایران نمی دانیم . زیرا در مردم شناسی « شنیده » بسیار کم تر از « دیده » ( مورد مشاهده ی شخص مردم شناس قرار گرفته ) ملاک است ، و در بین شنیده ها نیز تمثیل و قیاس ارزشی کافی ندارند و بنابر این همین که یک نفر موضوعی را عنوان کرد کفایت نمی کند ، بلکه لازم است ، در چهارچوب استقراء ، لااقل چند نفر در نقل یک موضوع وحدت گفته داشته باشند و حال این که روایت هرکدام از آنان با روایت دیگران متفاوت باشد امری طبیعی و قابل گذشت است .
بنا به اعتقادات عامه در شرایطی که پیشآمد می کند جن ٌ یا آزار می رساند یا در پوست انسان می رود ...و انسان را جنٌی می کند . این دو امر هم قاعدتا" با دو تدبیر انسانی مواجه اند : 
- بهداشت ( پیشگیری یا جلوگیری از آسیب رسانی اجنٌه )
- درمان که غالبا" برای خودش یک شغل ( رمٌالی - جن گیری - دعانویسی - و...) شده است

پیشگیری :
تدابیر پیشگیری از آزار و اذیٌت اجنٌه که ممکن است حتی در حلول روح جن در روح انسان و نهایتا" مرگ وی منجر گردد .
- نمک همراه : در سال 1352 زمانی که در روستائی کوچک بین کاشان و اصفهان در اواخر شب می خواستم از منزلی که در آن شام را میهمان شده بودم به منزلی که قرار بود در آنجا بخوابم بروم صاحبخانه نیمه شوخی نیمه جدٌی از من خواست مقداری نمک با خود داشته باشم و بالاخره تکٌه ای از نمک سنگ در جیب من نهادند و گفتند « ضرری که ندارد ، تا اینجا هستید این تکٌه نمک را هم در جیب خودتان داشته باشید ، سنگیبی ئی که ندارد ، جیبتان را هم کثیف نمی کند ؛ حالا محض احتیاط » ! . چون در آن زمان مسؤول تحقیقات مردم شناسی دانشگاه تهران بودم آموخته بودم که با چنین مسائلی می بایست بیشتر خونسرد و کمتر حسٌاس و کنجکاو برخورد کرد . برخورد می بایست به قدر کافی طبیعی باشد تا امکان « مشاهده مشارکتی » را فراهم آورد . فردای ان روز متوجه شدم که مردم معتقدند در آن روستا جن پیدا شده است و نیمه شب این و آن را می ترساند ، و راه دفع جن هم همین نمک است که جن به نمک نزدیک نمی شود .
- نمک زیربالش : در تهران شنیدم که در برخی از روستاهای ایران که از آمدن جن به محل خوابشان در طول شب واهمه داشته اند کمی نمک زیر بالششان می گذاشته اند و با خیال جمع از این که چون جن از نمک خوشش نمی آید به محلٌی که نمک در آنجاست وارد نمی شود با خیال راحت می خوابیده اند .
- آهن هم  جزو چیزهائی است که جن را فراری می دهد ؛ به ویژه ابزار آهنی نوک تیز که راستش را بخواهید در این یادداشت نمی گنجد ! آ انشاء الله بعدا" ... 


نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 5 
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :