Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

تاریخ مردم شناسی در ایران (24 ) فولکلوریسم صادق هدایت

یکشنبه 3 دی 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 


تاریخ مردم شناسی در ایران (24 )


فولکلوریسم صادق هدایت


صادق هدایت ، نویسنده ایرانی مشهورجهان ، گرچه در عشق به مردم شناسی و بخصوص گرد آوری فولکلور در ایران یکی از نخستین ها است ، در روش مطالعاتی و باصطلاح علمی در این حوزه آنچنان مورد تائید متخصصان امر قرار نگرفته است .

به علاوه ، به دلیل برخی از معتقدات خود ، رو در روی بسیاری از همین مردم مورد مطالعه اش قرار گرفته و چه بسا درمواردی تکفیر شده است . در نتیجه آثار وی گاه بگاه از اقبال عمومی دور افتاده یا به نوعی مورد تحریم واقع شده اند ؛ و پس از انتشار نیز بنظر می رسد به صورتی قابل توجٌه مورد ویرایش این و آن واقع شده آثاری ، به طور کامل ، ناشی از شخص صادق هدایت نبوده باشند .

سال 1340 که به نوعی نه تنها بی اعتنائی به عقاید مردم اوج می گرفته است ؛ بلکه عملا" با آن مقابله می شده است مجددا" آثار صادق هدایت نیز مورد انتشار عموم  قرار گرفته نوشته های فولکلوریک متعددی از وی در مطبوعات آن زمان به چاپ رسیده اند که از آنجمله اند :

هدایت ، صادق . « ترانه ء خانوم خانوما و خاله خاله جون » . کتاب هفته . 0 – 150 : 81 . 24 دی 1340 .

هدایت ، صادق (و) احمد شاملو و.... « نه روایت ازترانه قدیمی اتل متل توتوله » . کتاب هفته ، - 10 : 130 – 132 . 16 مهر 1340 . روایت هائی از شیراز ، تهران ، رشت ، اصفهان ، کرمان ، خوزستان ، همدان و مشهد .

هدایت ، صادق و سیروس طاهباز . دو روایت از یک ترانهء قدیمی » . کتاب هفته . – 20 : 129 – 130 . 23 مهر 1340 . روایت های تهرانی و آذربایجانی از ترانه ء تو که ماه بلندِ در هوائی .

هدایت ، صادق . « چند روایت از یک ترانه ء ، دویدم و دویدم ... » . کتاب هفته 0 – 30 : 180 – 183 ، 29 مهر 1340 . روایتهای تهرانی ، کاشانی ، کرمانی و مشهدی .

هدایت ، صادق ؛ و... « سه روایت از یک ترانه مشهور » . کتاب هفته . ، - 120 : 161 – ، 3  دی 1340 . روایتهای تهرنی و آبادانی و فارس از ترانه دیشب که باران آمد .

هدایت ، صادق . « متل شنگول و منگول » . کتاب هفته 0 – 180 : 167 – 168 ، 22 بهمن 1340 .

هدایت ، صادق . « مثل آقا موشه » . کتاب هفته ، - 180 : 165 – 166 ، 22 بهمن 1340 .

این نوع گرد آوری که شاید سبب شهرت و اعتبار نویسنگانشان می شد در حوالی 1312 از طرفی با صادق هدایت و از طرف دیگر با  فضل الله مهتدی صبحی شروع شده بود که سرانجام به منازعه و مجادله این دونفر ختم شد ؛ لیکن شاید به این دلیل که مهتدی سابقه ی بهائیگری داشت ، از خانواده ی والائی چون خانواده هدایت نبود ، و بخصوص چون صادق هدایت اجتماعگرا با دوستانی پرشمار نبود در سایه نام هدایت قرار گرفت .

مهتدی اصولا" در ادبیات شفاهی در حوزه افسانه و قصٌه فعالیت می کرد و به یمن و برکت میکروفون رادیو ایران موفق به جمع آوری قصٌه هائی از سراسر ایران می شد تا به نام خود چاپ و منتشر کند (1) .

صادق هدایت به یمن و برکت شهرت خانوادگی و روابط اجتماعی خود نه تنها در حوزه ادبیات شفاهی و بخصوص درانحصار قصٌه و افسانه بلکه تقریبا" در تمام امور فولکلور فعٌال بوده است و بیشتر با نشریاتی وزین چون سختن همکاری می کرده است که پس از مرگش با رونق نشریه « کتاب هفته » آثار بسیار بیشتری از وی منتشر شده اند . منتهی یک اثر از مثلا" یک متل که بنام روایت کاشانیِ متل منتشر می کرده است :

از « یکنفر » کاشانی بوده است و نه از کاشان !

اکثرا" راوی نیز بهترین راوی از آن محل نبوده است

در ویرایشهایِ بخصوص پس از هدایت اصالت خود را متزلزل دیده است

و....

این روش که بعدا" با سازمان گسترده ای بنام « مرکز فرهنگ مردم » به ریاست سید ابوالقاسم انجوی شیرازی ، فاقد تحصیلات و تخصص مردم شناسی ، و هزینه هائی بسیار گزاف ، پیگیری شده است گرچه به فولکلور ایران اشاراتی بسزا دارد به دلیل روشمند نبودن خود میتواند آسیب هائی جدٌی به این حوزه ، و بخصوص ادبیات شفاهی ایران ، وارد آورده باشد .

(1)                                                                                                                                                     (1) نویسنده حاضر از زمستان 1337 برای وی قصٌه ارسال میداشته است .

نویسنده این سطور به مدت چندماه در آن مرکز فعالیت می کرده است (2)

نظرات() 

تبدیل اصوات شفاهی به نوشتار کتبی در ادبیات شفاهی بسیار دشوار است

سه شنبه 23 آذر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


ادبیات شفاهی در ایران (5)

مشکل تبدیل اصوات شفاهی به نوشتار کتبی

مشکل اساسی در ادبیات شفاهی زمانی پیش می آید که در پی ثبت و ضبط آنها برآئیم و بخواهیم به کتبی تبدیل کنیم که این کوشش چند مرتبه در بخش فرهنگ مردم ایران در رادیو ایران ، سال 1347 ، قبل از آنکه آن واحد به « مرکز فرهنگ مردم » تبدیل شود بعمل آمد و نه چندان نتیجه ای نداشت بلکه ممکن بود نتیجه ای عکس عاید سازد و به جای تحقیق ، حاصلی عملا" جعلی داشته باشد (1) . در ادبیات شفاهی :
- ممکن است یک اثری را بنا به حروف مصوته و آهنگین اجرا کنیم و نه به همان صورت نوشتاری و باصطلاح کتابی . این کار علاوه بر عادت و مهارت بیشتر از عهده ی کسانی بر می آید که به لهجه مربوطه گفتگو می کنند . چون کلمات به صورت اصلی - کتابی تلفظنمی شوند امٌا صوت مربوطه قاعدتا" نمیبایست عوض شود . ثبت و ضبط چنین آثاری نیز علاوه بر اجرای یک مجری از همان زبان و همان لهجه بهتر این است که توسط ضبط صوت یا فیلی با صدابرداری دقیق بوده باشد .
- مورد دیگر محاوره ای نقل کردن یک اثر است ؛ به خصوص اگر با لهجه ای خاص باشد (2) ؛ شعرهای محاوره ایمحلی را نیز هرکسی قادر به اجرا کردن نیست .
ادبیات شفاهی تقریبا" هیچگاه دارای یک استیل خاص جدا از ادبیات کتبی نیست (3) بلکه دارای نوع لهجه و به طور کلٌی ادا کردن است .
مهم این است که در این بخش صوتی دیگر نمی توان گفت که مثلا" نقل فلان ترانه آذری یا لری و کردی و بلوچی به لهجه یزدی یا اصفهانی ! .

(1) . پروفسور محسن هشترودی که شنیده بود نگارنده حاضر قادر به تقلید چند لهجه شهرستانی ( در واقع اصفهانی - کرمانی و مشهدی ) است خواست که لهجه آذری تبریزی را که خود صحبت می کرد تقلید کنم و طبیعتا" از عهده بر نیامدم . به نظر وی ، که نظر بنده هم هست ، اینکه یک غیر بتواند لهجه ای را بطور کامل تقلید کند بسیار به ندرت اتفاق می افتد وباصطلاح شانسی بیش از یک در هزار ندارد .
(2) . پس از اینکه طی مدتی کوتاه نگارنده حاضر کار پژوهشی مردم شناسی در دانشگاه تهران ، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ، بخش مردم شناسی ، را رها کرده بود و به مرکز فرهنگ مردم پیوسته بود دونفر از دانشجویان دختر دانشگاه تهران که خواهان استخدام ساعتی در آن مرکز شده بودند در اواخر وقت اداری به آنجا آمدند و به خواهش یکی از خانم های شاغل در مرکز با آنها مصاحبه هائی به عمل آمد که به تدریج خودمانی شد تا اینکه این دونفر که یکی از شهری در شرق فارس و دیگری از شهر تبریز بودند با یکدیگر به زبان زرگری گفتگو کنند و با شگفتی این دو بسیاری از کلمات یکدیگر را به خاطر لهجه شان درک نمی کردند !
(3) مهمند شیدرنگ ( نام اصلی آن مرحوم چیزی دیگر بود ) که برخی از آثارش در ماهنامه زیبائی و زندگی در سالهای 1348 و 1349 آمده است در پی دریافت ساختار و استیلی خاص در لهجه یزدی بود .

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات