تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب ابر نوروز
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

نوروز به روایت ایرانی‌ها

چهارشنبه 1 فروردین 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

نوروز به روایت ایرانی‌ها


















«در تاریخ از دو نوروز کوچک و بزرگ یاد شده است؛ نوروز کوچک از روز نخست فروردین ماه (روز اول فروردین هرمزد نام داشته که روز تولد زرتشت است) آغاز می‌شده و تا روز پنجم فروردین ماه، ادامه داشته و از روز ششم فروردین، نوروز بزرگ آغاز می‌شده.»

به گزارش ایسنا،‌ روزنامه دنیای اقتصا نوشت: «در روایت‌ها چنین آمده که نوروز، اول روزی است که آفتاب طلوع کرده و بادی که درختان را بارور می‌سازد وزیده و خرمی زمین آفریده شده. آن چه مسلم است، نوروز، همان جشن آغاز سال و اعتدال بهاری است. در تقویم اوستایی، سال به دو فصل «تابستان بزرگ» و «زمستان بزرگ» تقسیم شده است که زمان جشن مهرگان در آغاز زمستان بزرگ و زمان جشن نوروز در آغاز تابستان بزرگ بوده است. آغاز زمستان از مهر ماه و آغاز تابستان از فروردین ماه بوده است.

نوروز بزرگ‌ترین جشن ایرانی است که بعد از اسلام نیز بسیار گرامی داشته شد و علت آن نیز به اعتقاد برخی، اسلامی شدن نوروز است. در تاریخ از دو نوروز کوچک و بزرگ یاد شده است؛ نوروز کوچک از روز نخست فروردین ماه (روز اول فروردین هرمزد نام داشته که روز تولد زرتشت است) آغاز می‌شده و تا روز پنجم فروردین ماه، ادامه داشته و از روز ششم فروردین، نوروز بزرگ آغاز می‌شده. در برخی نوشته‌ها آمده است که جم روزهای نخستین ماه سال را تقسیم کرد؛ پنج روز نخست را به بزرگان اختصاص داد، پنج روز دوم را نوروز شاهی نامید و به بخشش و نیکوکاری پرداخت، پنج روز سوم، عید خدمتگزاران پادشاه بود؛ پنج روز چهارم از آن نزدیکان و خانواده شاه شد؛ پنج روز پنجم به سربازان رسید و سرانجام، پنج روز آخر هم به ملت، اختصاص یافت. به علت اهمیت نوروز، بسیاری از حوادث مهم تاریخی را به آن نسبت می‌دهند؛ همچون تاج‌گذاری جمشید. فردوسی در حماسه پر شور خود نوروز را روزی می‌داند که جمشید در آن روز تاج‌گذاری کرده است.

دربارهای نخستین خلفای اسلام به نوروز، توجه زیادی نداشتند؛ ولی بعدها خلفای اموی برای افزودن درآمد خود هدایای نوروز را مجددا معمول داشتند و هدایایی در نوروز بر اهالی ایران تحمیل می‌کردند. در احکام نجوم ایران به سه گونه نوروز بر می‌خوریم:

۱-نوروز شهریاری:

این نوروز، در آغاز برج حمل، ثابت و روز اول تقویم شهریاری بوده یعنی همان نوروزی که در تقویم کنونی ثبت است.

۲- نوروز یزدگردی:

 این نوروز در مدت سال خورشیدی، در تمام فصول سال مانند ماه‌های عربی گردش دارد.

۳- نوروز بهزیکی:

 زمان این نوروز، تقریبا در اوایل بهار بوده است.

جشن نوروز، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین، جشن ملی ایرانیان است؛ جشن‌های ملی ایرانیان در دوره ساسانیان مانند عیدهای دینی، همچون غدیر، فطر و قربان در حرکت بوده‌اند (البته نه با سرعتی که اعیاد عربی می‌گردند) یعنی گاهی زمان جشن نوروز در فصل تابستان بوده تا این که جلال‌الدین ملک شاه سلجوقی(-۴۶۵ هـ.. ق) تقویم جدید

جلالی را بنا نهاد و نوروز را در روز اول بهار، که موقع تحویل آفتاب، به برج حمل است، ثابت‌ نگه داشت.  ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه در سبب پیدایش نوروز، چنین می‌نویسد:

«دیوان به فرمان جمشید، تختی ساختند و آن را به دوش گرفتند و از دماوند به بابل بردند. مردم از دیدن جمشید که همچون خورشید، بر تخت می‌درخشید به حیرت افتادند و پنداشتند که دو خورشید در آسمان پیدا شده این روز، روز هرمزد (اولین روز از هر ماه) از فروردین بود و از این‌رو، مردم بر گرد تخت او جمع شدند و همگان گفتند: این روز نو است و جم فرمان داد که این روز و پنج روز پس از آن را جشن گرفتند» ایرانیان جزو معدود ملیت‌هایی هستند که با انتشار فرهنگ‌ها و مذهب‌های مختلف در طول دوران‌های طولانی، همواره آیین‌ها و فرهنگ‌های آریایی خود را حفظ کرده‌اند و بعد از ظهور اسلام نه تنها جشن‌ها و مراسم آیینی خود را از یاد نبردند، بلکه مراسم دینی و مذهبی خود را نیز بهتر از گذشته برپا داشتند. جشن نوروز به‌خاطر ریشه دینی که در آیین ما دارد و جشن مهرگان به‌خاطر تعلق آن به ایزدمهر (میتراکانا) از اهمیت خاصی برخوردارند و در مورد جشن سده باید گفت که هم‌اکنون نیز در برخی از نقاط ایران، مراسمی نه دقیقا با همان کیفیت بلکه مشابه آن، برگزار می‌شود.»

انتهای پیام

نظرات() 

فلسفه ی بنیانی نوروز

دوشنبه 28 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

..

 

مراسم نوروز در روستای تنگی سر


فلسفه ی بنیانی نوروز


نوروز اصالتا" یک عید نیست ؛ یک جشن است .

در یک محل برگزار می شود

همه حقٌ شرکت در آن را دارند و باصطلاح ورود برای همه آزاد است ؛ پس :

نمونه ای است از آزادی ، بارعام ؛ شادی عمومی

و البتٌه خاصٌ یک مردم واحد در سازمان و مدیریتی ( پادشاهی ؟ ) واحد

که در شرکت در این جشن همه با یکدیگر برابرند

و در ارتباط بین خود کاملا" به منزله برادر اند

گردآمدنی است برای :

آشتی ؛ و سرور و نشاط ؛ و آنگاه شاید :

سور : میهمانی ، شیرینی خوران ، آجیل خوران

سال 1352 یا 1353 که دانشکده علوم اجتماعی ، رشته تحصیلی انسانشناسی و بخش مردم شناسی تازه تاسیس شده بودند دکتر محمود روح الامینی این موضوع را نزد دکتر غلامحسین صدیقی مطرح کرد که نوروز ، ایرانی است و جشن است ؛ نه عید و مثل سایر اعیاد ؛ اگر قبول بفرمائید و روز نوروز به دانشکده تشریف بیاورید ؛ جشنی کوچک در این محل داشته باشیم . دکتر صدیقی که واقعا" اهل علم و ایراندوست بود بلافاصله پذیرفت و ... عکس های آن جشن نوروز که فکر می کنم پس از دکتر صدیقی ، دکتر روح الامینی و دکتر خسروی من هم در آن سهمی داشتم همچنان موجود است ؛ بخصوص نزد عکٌاس مردم شناسی دانشگاه تهران : فرهاد ورهرام .

 

نویسنده این سطور که آخوند زاده است هردوگانه ( هردو وانه ؟! ) را ترجیح می دهد :

ابتدا نوروز باستانی ؛ و پس از آن :

نوروز اسلامی به عنوان عید و ناهار خوران و عیدی گرفتن و مابقی !

در ایران :
و در خارج از ایران

نظرات() 

نوروز و نوعی اقتصاد مقاومتی (9) . آجیل عید . اقلامِ آجیل

یکشنبه 27 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


نوروز و نوعی اقتصاد مقاومتی (9) . آجیل عید . اقلامِ آجیل 

اقلام اصلی آجیل مثل نخودچی – کشمش و تخمه تقریبا" در همه جا یکی بود ؛ امٌا برخلاف آنچه که امروز ممکن است تصور شود آجیل در همه جا اقلامی کاملا" مشابه نداشت . مثال :

زمانی که در سالهای 1351 و 1352 در روستاهای غرب کرمان و شرق رفسنجان پرسه ی پژوهشی می زدم متوجٌه شدم که در آجیل بعضی از خانواده های روستائی و بخصوص ایلیاتی آن منطقه نه تنها کشک بلکه قره قوروت هم وجود داشت ؛ و حتی به آن قره قوروت که به رنگ کرم روشن بود قره قوروت آجیلی می گفتند .

در آجیل برخی از خانواده های برخی از آبادیهای روستائی منطقه از شاهدانه – گندم بوداده – کنجد و خشخاش استفاده کرده بودند و آجیل خود را یک آجیل روستائی معرفی می کردند . هم ایشان « قوٌتو » را پودر یا به زبان خودشان کوبیده ی چنین آجیل هائی برای سالخوردگان ذکر می کردند . پس آجیل به این اعتبار به دونوع تقسیم می شد :

آجیل شهری ( که بیشتر از دانه درشت تر ها و گرانتر های خریداری شده بود )

آجیل روستائی ( که بیشتر از دانه ریزترهای تولید محلی و به صورت خودمصرفی بود )

در پَرسه هائی پژوهشی که در نیمه نخست دهه 1360 از شرق قزوین تا غرب کرمان داشتم متوجٌه شدم که بسیاری از روستاها نوعی آجیل ( ساده ) خاص خودشان را داشتند که غالبا" متکی بر محصول محلٌی بود و برای آنکه از دیگران متمایز باشند آن محصول را به دیگران نمی فروختند ! مگر کار به منٌت کشیدن بکشد .

شاید از آنجا باشد که در تهران قدیم که از مجموعه ای از روستاها تشکیل می شده است این ترانه هجویه برعلیه مردم دردشت وجود داشته است :

منٌت کش دردشتی

دیشب چه دردی داشتی ؟

آفتابه بر میداشتی

دور حیات میگشتی

داد می زدی :

منٌت کش !

منٌت کش !

و به قرار معلوم دردشتی هم در پاسخ این هجویٌه سروده است :

منٌت کش رشیدم

آبگوشت برات کشیدم

نیومدی سرکشیدم

بر سر تا پات شا ...

ببخشید ! خسته شدم ؛ انشاء الله بعدها اگر عمری بود ادامه می دهم ! .

نوروز 97 مبارک . همه ی عمرتان بهاری باد


نظرات() 

نوروز و نوعی اقتصاد مقاومتی (8) . آجیل عید . اقلامِ آجیل . فندق و گردو

شنبه 26 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |



نوروز و نوعی اقتصاد مقاومتی (8) . آجیل عید . اقلامِ آجیل . فندق و گردو

فندق و گردو هم هردو از محصولات ناحیه یزد ، بخصوص در حوالی شیرکوه ( پیشکوه – میانکوه و بخصوص پشتکوه ) بودند به حدٌی که سالانه به مقدار معتنابهی صادر می شدند .

از فندق آنچنان در آجیل یزدی ها استفاده نمی شد و شاید بیش از ده درصد از یزدی ها آن را در آجیل خود وارد نمی کردند ؛ و آنهم به همان چهار صورت متداول :

فندق کاملا" طبیعی

فندق خندان

فندق خندان بوداده

فندق خندان نمک زده و بوداده

یزدی ها مجموعا" معتقد بودند که در عید و جشن و سور و سرور نمیبایست از تنقلات ترش و تند استفاده کرد ؛ شگون ( به یزدی : اومد ) ندارد ؛ و اصل بر استفاده از مزه های شیرین و نمکین است . احتمالا" این موضوع در خصوص فندق مصداق پیدا می کرد .

گردو هم با وجود فراوانی آنچنان در آجیل نوروز استفاده نمی شد و شاید به ندرت و آنهم در آجیل نوروز برخی از اعیان و اشراف که سعی می کردند اقلام هرچه بیشتری در آجیل نوروزشان داشته باشند .

مسئله ی دیگر چربتر بودن گردو نسبت به برخی از اقلام و در برخی از موارد بود :

مثلا" رسم بود که در خانه اشخاص متمول پس از اینکه بچٌه ها از خانه میزبان خارج می شوند مقداری هم آجیل در جیب یا حتی هر دو جیب آنها بریزند ... اگرچه تعداد بچٌه ها در هر خانوار بیش از امروز بود امٌا محبٌت به بچٌه ها نیز بسیار بیش از امروز بود . نهایتا" اینکه بچٌه ها ( شامل کودکان – نوجوانان و جوانان ) را آجیلخور های اصلی می دانستند  و پیش بینی می کردند که گردو ممکن است سبب چرب شدن جیب های بچٌه ها شود .

نیز پسندیده نبود که آجیل نذری را روز نوروز به میهمانان تعارف کنند 

نظرات() 

نوروز و نوعی اقتصاد مقاومتی (7) . آجیل عید . اقلامِ آجیل . بادام

شنبه 26 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |




نوروز و نوعی اقتصاد مقاومتی (7) . آجیل عید . اقلامِ آجیل . بادام


تخمینا" بیشتر از یک پنجم خانواده های یزدی در دهه های 1340 و 1350 از بادام در آجیل نوروزیشان استفاده نمی کردند ؛ حال آنکه بادام از محصولات مهم و صادراتی یزد بود . امٌا فروش آن به زندگی مردم بسته بود و استفاده اش در آجیل ضروری نمی نمود . اقتصادی بودن یزدی جماعت مانع از استفاده از اقلام گرانقیمت آجیل چون پسته و بادام و... ، حتی اگر تولید خانوار بود ، می شد ؛ و گاه در استفاده از آنها در آجیل نیز نوعی عمل می کردند که اقلام کمیاب تر و گرانتر کم تر مصرف شوند . از جمله بادام به چند نوع در آجیل مصرف می شد :

بادام خام که مصرفش برای میهمان راحت نبود اگرچه مثلا" ثلثی از میهمانان دندانهائی سخت و کار آ داشتند .

بادام کاغذی که شکستنش بسیار راحت تر بود

مغز بادام ، گاه بدون آنکه نمک سود کرده و بو داده باشند .

مغز بادام نمک سود کرده و بو داده

هسته ی زردآلو ی نمک سود کرده و بوداده به عنوان کالای جانشین بادام .

و البته هسته زردآلو را اگر تلخ بود ، یا حتی به ندرت بادام تلخ ، را ابتدا شیرین می کردند و بعد مورد استفاده قرار می دادند .

ظاهرا" کسانی که توانگری کمتری داشتند بیشتر از هسته زرد آلو استفاده می کردند ؛ امٌا اگر هسته ی زردآلو را در آجیل خانه ی ثروتمند ترین مردان شهر هم می دیدیم ( که خود دیده ام ) نه عیب بود و نه عجیب و غریب ! نشانه اقتصاد بود و تعقل .

به ندرت بادام کوهی ، که آنرا از محل خود و از خود نمی دانستند ، در آجیل مورد استفاده قرار می دادند .

اصولا" کوچکترین لزومی نمی دیدند که یک کالای کمیاب یا وارداتی را جزو آجیل قرار دهند و میهمانان هم هرگز چنین توقعی نداشتند .

بادام از کالاهائی بود که جنبه خود مصرفی می یافت و از آن که گذشت در بقالی های شهر هم به وفور وجود داشت ؛ اگرچه بقٌال ها برای جلوگیری از خراب شدنش همیشه در پوست نگهداشته در پوست می فروختند .

ضمنا" بادام از مواد اصلی شیرینی های مشهور و گرانقیمت یزد چون باقلوا ، قطاب و حاجی بادام ( که گفته می شد اختراع یزدیها است ، بود . نقل بادامی و آبنبات بادامی هم زیاد ساخته و مصرف می شد .

ورود بادام کوهی به آجیل یزد توسط اعیان و در واقع متمول تر ها بود که به اینطریق می خواستند توانگری خود را به رخ دیگران بکشند و طبیعتا" دیگران را چندان خوش نمی آمد . بادام کوهی به دوطریق در آجیل مصرف می شد :

بادام کوهی با پوست نمک سود شده و گاه بوداده

مغز بادام کوهی ( بادام زمینی . پسته شام ) نمک سود شده ، گاه کمی بوداده .

 

یادمان باشد که از سبک زندگی یزدی ها در پنج – شش دهه قبل از این می نویسیم و نه امروز ...


نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 4 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :