Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

هندوانه ی شب چلٌه

سه شنبه 30 آذر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

.
هندوانه ی شب چلٌه

در دهه های 1340 و 1350 در آن شهرِ فراوانی انار که شهر یزد باشد شخصا" چندان ربطی میان انار، خربزه وهمین پرتقال و نارنگی با شب چلٌه ندیده ام . گرچه این میوه ها ، بخصوص انار را هم در میهمانی های شب چلٌه سرو می کردند امٌا میوه ی شب چلٌه فقط و فقط هندوانه بود که « هندوانه شب چلٌه » شناخته می شد ؛ و چون کمیاب و گران بود خوردنش در آن شب نشانه ای از اعیان و ثروتمند بودن یا عزٌت نزد آنها داشتند بود چنانکه به مثال می گفتند : :
« از بس ...و ... خَشی داری هندونه شب چلٌه هم بخور ! »
نگهداری هندوانه تا شب چلٌه یکی از دشوارترین کارها بود :
- هندوانه دیررس از مناطقی سردسیر ، مثلا" علی آباد برفخانه ی تزرجان ، را انتخاب می کردند ؛ چون در برخی از مناطق کوهستانی هندوانه هائی بودند که در اواخر تابستان می رسیدند
- هندوانه هائی بودند که پوستی کلفت مثلا" به ضخامت دو سانتیمتر داشتند
- برخی معتقد بودند که هرچه پوست هندوانه تیره تر باشد دوامش بیشتر است
- پوست هندوانه باید مثل سنگ سفت باشد
- شکل هندوانه باید کاملا" کروی باشد
- برای آنکه هندوانه تا شب چلٌه باقی بماند دم آن را جدا نمی کردند
- بعید نبود که هندوانه در زیر زمین ( سرداب ) تا چلٌه سالم بماند ؛ امٌا
روش نگهداری هندوانه تا شب چلٌه :
- برخی آن را داخل کاه می گذاشتند . امٌا گاه این مورد ممکن بود به سبز شدن هندوانه بیانجامد ؛ یعنی برخی از تخمه های داخل هندوانه در همان داخل شروع کنند به بوته شدن ...
- باغچه ای را می کندند و خاک آن را تبدیل به خاک کاملا"نرم و خشک می کردند و هندوانه ها را بافاصله در درون آن جامی دادند . اگر رطوبت به این هندوانه ها نمی رسید سالم ماندنشان قطعی بود .
شب چلٌه در میهمانی ها جلوی هر میهمانی یک چهارم از هندوانه که در هر حال رنگ پریده و ششی رنگ شده بود می نهادند
- اگر هندوانه ای زرد بود شب چلٌه آن را نمیخوردند و خوردنش را بد شگون می دانستند . هندوانه سفید را هم با اکراه می خوردند . رنگ خوش شگون رنگ قرمز بود ؛ که اگر انار یا انگور هم سرو می شد سعی می شد از رنگ قرمز یا باصطلاح آن روزها یا قوتی باشد .
- اگرچه یزدی ها به « آب هندوانه » علاقه ای وافر داشتند ؛ امٌا شب چلٌه آن را مصرف نمی کردند ؛ و باز اگرچه گاه روی هندوانه شکر می پاشیدند تا شیرین یا شیرین شود ؛ شب چلٌه از این چاشنی هم صرفنظر می کردند .
- گاهی خربزه را هم نگهداری کرده شب چلٌه می خوردند وبگمانم آن رانشانه ی روشنفکری و عدم وابستگی به سنٌت ؟! می دانستند
از روز چلٌه دیگر کسی هندوانه نمی خورد ؛ و از این رو هندوانه به اندازه مصرف تهیهمی شد و از یلدا به بعد تقریبا" در هیچ کجا هندوانه مصرف نمی شد مگر برایسرگرمی چنانکه برخی هندوانه را تا به بازار آمدن هندوانه جدید سال بعد نگهداری کرده آن را هنرخود می دانستند یادر مورد انگور نیز به همچنین . 


نظرات() 

شب چلٌه ، شب یلدا ، در فرهنگ ایرانی ، در شهر یزد

جمعه 29 آذر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:جشن ها.نوروز.و...، 

برداشت از این یادداشت با ذکر مأخذ مجاز است

شب چلٌه ، شب یلدا


تا سال 1344 که کلٌا" در یزد ساکن بودم اصطلاح « شب یلدا » را نشنیده بودم یا اگر هم به ندرت شنیده ام به کلٌی فراموش کرده ام ؛ در یزد آن روز و روزگار ، ما می گفتیم :
شب چلٌه
شب چلٌه مراسمی داشت همانطور که نوروز در پایان زمستان و آغاز بهار ، مراسمی داشت ؛ یا همانطور که مهرگان تقریبا" در پایان تابستان و ابتدای پائیز مراسمی داشته است ؛ و...
ما ایرانی ها هنوز تقویم اعیاد و جشن هایمان را نداریم که ببینیم تقریبا" تمام اعیاد و جشن های ملٌی ما تقویمی هستند ، و در گردش سال ، ماه ، هفته ، و روز مناسبت می یابند .
فلسفه ، اسطوره و شرح و تفصیل شب چلٌه به صورت عمومی را دیگران نوشته اند ؛ و به نظر من برخی از مشاهیر پژوهشگر ایرانی ، که اتفاقا" خالی از تعصب ملٌی هم نبوده اند ، فریب واژه سریانی - عربی« یلدا » (1) را ، که مسلما" در فرهنگ ناب ایرانی وجود نداشته است ، خورده اند ؛ و تفسیری غلط براین مبنی ارائه داده اند .
اینجا و امروز نه با فلسفه و اسطوره  و شرح و بسط شب چلٌه در ایران بزرگ کار داریم و نه به فکر عیبجوئی یا انتقاد از مطالعات دیگران ، که « الانسان جایز الخطا » ، هیچکس و هیچ کاری بی عیب نیست ، و تقریبا" هرچه داریم از آنان داریم ، افتاده ایم ؛ فقط می خواهیم اشاره کوچکی به « شب چلٌه » در یزد که چون در مرکز جغرافیائی ایران بوده است طبیعتا" دارای فرهنگ ایرانی ناب تر و دست نخورده تری باقی مانده است ، و البته در دهه 1340 ، داشته باشیم .

شب چلٌه ایرانی در شهریزد دهه 1340
 
یزدیها بیشتر از این که به طولانی ترین شب بودنِ شب چلٌه بیاندیشند چنین فرض می کردند که سردترین شب سال خواهد بود ؛ و احتمالا" برف ، که نعمت خداست ، خواهد بارید (2) که اگر ببارد شکون خواهد داشت و سال آتی آن « ترسال » ( آبسال ) خواهد شد و حتی بارش باران در آن شب را هم به فال نیک می گرفتند ؛ اگرچه بارش برف به اصطلاح چیز دیگری بود ...
وقتی من از تعدادی از زرتشتیان یزد ، البته در حوالی سال 1348 ، در باره شب چلٌه پرس و جوکردم چنین دستگیرم شد که شب چلٌه  :
- جشنی است برای پایان پائیز و عبور از یک مرحله از زندگی عمومی ( مناسک عبور )
- آغاز زمستان و به پیشواز رفتن آن ؛ منتهی :
- به پیشواز رفتن قدرتمندانه زمستان به عنوان سمبلی از سختی زندگی ( و شاید درازترین شب به عنوان سمبل سیاهی و خواب زمستانی و انفعال در مقابل روز ، روشنائی و فعالیت ) :
- این پیشواز در واقع نوعی تهیه و تدارک برای مقابله با زمستان بود ؛ و باز هم اگر درست دستگیرم شده باشد بیدارماندن یا به اصطلاح « چلٌه نشینی » برای برخی نوعی « احیاء » محسوب می شد .
- آقای کیانیان که فکر می کنم رئیس انجمن زرتشتیان بود درباره نوروز موضوع بسیار متینی را مطرح کرد در یک عبارت « به هرحال لازم می آید که هراز چندگاه یکبار مردم گرد هم بیایند و هم مسا ئلشان را حل و فصل کنند و هم دوستیهایشان را تقویت ... »
اعتقاداتی نیمه شوخی - نیمه جدٌی هم در کنار مراسم این شب وجود داشت که می گفتند :

کسی که هندوانه شب چلٌه بخورد 

در طول زمستان کمتر سردش خواهد شد

برخی فکر می کنند که شب چلٌه خاص اعیان و به خصوص ثروتمندان بود و وسع همه نمی رسید که آن شب را جشن بگیرند ؛ و البته که در دهه 1340 شاید نیمی از مردم شهریزد ، و به طریق اولی شهرها و روستا های اطراف آن ، هم توجهی به شب چلٌه نداشتند .

( ادامه دارد ) 
 
(1) یلدا در زبان سریانی به معنی « دراز ترین » بوده است که در ابتدای برج جدٌی و فصل زمستان قرار دارد ؛ دنیای مسیحیت آن را با شب تولد عیسی مسیح مصادف می داند و جشن میگیرد ؛ دنیای عرب نیز تا حدودی تحت تاثیر همین معنی میباشند ؛ امٌا ایرانیان و شرق و شمال ایران فلسفه ی دیگری برای این عید یا جشن قائل اند .
(2) طی قریب به هشت سالی که در پاریس و سایر شهرهای مشهور فرانسه زندگی کرده ام همین امید به برف آمدن و برخی دیگر از رسوم ایرانی ، مثل نامزد بازی در این شب ، را نزد اروپائیان نیز دیده ام که مردمشناسانی چون کریستیان برمبرژه و کالمار نیز احتمال میدادند که این رسوم از خاور نزدیک به اروپا سرایت کرده باشد . 

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو