Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (44) ، شب بیست و هفتم . مراد کشون

یکشنبه 13 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، خوراكیها و تغذیه، تفنن و سرگرمی، 

کله پاچه

در باره وضعیٌت نان در تهران دهه 1350 که نوشتم اشاره ای هم به انتقال فرهنگ ، کثرت فرهنگی و وحدت فرهنگی دریک جامعه داشتم که از مباحث « مکتب اشاعه » در مردم شناسی ، و بیماری اجتماعی بزرگی بنام اتنو سانتریسم هستند . قبل از انقلاب ، در یکی از شهرهای متوسط ایران ، یک دبیر آموزش و پرورش ، که لیسانسیه ریاضی هم بود ، با علاقه مندی بسیار به جمع آوری فولکلور آنجا پرداخته بود؛ و تصور می کرد که قصه ی خاله سوسکه یا ترانه ی « سردست یارم مخمل کاشی » و...از شهر وی برخاسته است و از آنجا به تهران و سایر شهرهای ایران رسیده است ؛ حال آنکه  بنا به تجربیات بیش از نیم قرنی که در فولکلور - مردم نگاری و مردمشناسی ایران دارم به نظر من ادبیٌات شفاهی دوقرن اخیر ایران ، تقریبا" به تمامی ، از شهر تهران ناشی شده است و در این شهر نیز ابتدا در آنچه که نزد اعیان و اشراف زمان خود و به خصوص خاندان سلطنتی قاجار بوده است مد شده است ، از آنجا به خانواده های طبقات پائین تر به عنوان تقلید سرایت کرده است و به صورت رسمی عمومی جلوه گر شده است و نهایتا" گاه به حدٌ تقدیس رسیده است ؛ مثل تعزیه در شب های نوزدهم و بیست و یکم ماه مبارک رمضان که نوشته اند :
«تعزیه در رمضان 
تا پایان سلطنت محمدعلیشاه، مجالس تعزیه معمولا در ایام ماه محرم و صفر در تهران اجرا می شد، ولی در دوران احمدشاه در ساختمان تکیه آقا در حصار بوعلی شمیران (جنوب نیاوران) به دستور کامران میرزا نایب السلطنه، تعزیه خاص ماه رمضان بعدازظهرها تا قبل از افطار در مقابل احمدشاه و خانواده سلطنتی اجرا می شد . »
درست مثل اصل تعزیه های تاسوعا و عاشورا که توسط حاج میرزا آغاسی ( احتمالا" بنا به تعزیه های مختصر تر قبلی ، امٌا عامل همنوائی و همآهنگی و وحدت شیعیان دوازده امامی با آمادگی نظامی گری از جمله توسط زنجیر و قمه و قلوه سنگ وبسیار باشکوه و مهیب... ) ، صدر اعظم محمدشاه قاجار ، ناصرالدین شاه قاجار ، و امثال آنان رونق گرفته است .
امٌا آنچه مربوط به حضرت علی (ع) می شود می تواند ریشه در قبل از سلطنتِ مد سازی و رسم نمائی های مذهبی صفویان ، در برخی از صوفیگری ها ، داشته باشد ؛ چنانکه در سال 1351 در خانقاه صفی علیشاه تهران یکی از دراویش دارای دکترا ی حقوق و ملبس به لباس اروپائی تعریف می کرد که اصولا" کلٌه خوردن از اجزاء جشن های صوفیان قدیم بوده است و... آن را به کلٌه - پاچه خوری شب ( بیست و سوم ؟ و ) شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان در ایران ، به ویژه در شهر تهران ، ربط می داد .
وی تعریف می کرد که هر درویش میبایست در اینگونه مراسم یک کلٌه می خورده است (1) ؛ و امٌا :

یکی از مراسم ماه مبارک رمضان در تهران « کلٌه پاچه خوری در شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان » به فرض خوردن کلٌه - پاچه قصی القلب بی ایمانی چون ابن ملجم مرادی ، قاتل امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام بود ، که با شقاوت و ناجوانمردی تمام آن حضرت را در محراب عبادت از پشت مورد ضربه شمشیر قرار داده است  ؛ و گفته می شد برخی شب بیست و سوم هم می خورده اند ؛ و در هرحال در دهه 1350 که این رسم ، البته نه با رواج ورونق زیاد ، همچنان وجود داشت روزهای قبل از روز بیست و ششم و گاه همین روزهم به عنوان آخرین مهلت خرید کلٌه پاچه ، قصٌابی های فروشنده کلٌه پاچه ( که هنوز هم بیش از نیمی از آنان به همان صورت طبیعی و نشسته و آب آهک نزده می فروختند ) ، و شب بیست و هفتم هم کلٌه پزیهای تهران رونقی چشمگیر می یافتند .
به نظر می رسید که این کلٌه خوری جای این که برخاسته از نوعی سِحر قدیمی باشد ، نوعی جشن مردمی و باز به نظر ما در حقیقت نوعی تفنن بود ؛ تا جائی که مثلا" بر سر سفره یکی می گفت چشم چپ ان پدرسوخته را بده تا من قورت بدهم ! ، دیگری می گفت قرچک گوش این نامرد را بده تا من بجوم ! ودیگری می گفت تک زبان این ملعون خبیث را بده تا من بفرستم به خندق بلا ...
بر همین اساس سعی می شد که حتی الامکان کلٌه خوری در آن شب به صورت هرچه جمعی تر  و چه بسا طی یک میهمانی بزرگ باشد .
برخی از گروهها ، مثلا" اعضاء یک زورخانه ، یک بازارچه ، یک صنف ، و... برای جمع شدن و انسجام و وحدت هرچه بیشتر بین خود این شب را انتخاب می کردند و کلٌه - پاچه می خوردند ؛ با این تاکید که چون کلٌه پاچه سبب تشنگی می شود به ندرت به عنوان سحری مصرف می شد ، و موقع افطار نیز کم تر مطرح بود و در واقع به عنوان شام شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان با شادی و سرور به مصرف می رسید .


(1) در یزد و برخی از دیگر شهرهای ایران این مثل وجود دارد که : « کلٌه به کلٌه ، جگر ، محلٌه » .
*
دیگران در باره تهران قدیم نوشته اند :
2.مراد كشون!«
در تهران قدیم رسم بر این بود كه شب 27ماه مبارك را شب مرگ ابن‌ملجم مرادی، قاتل امیر‌المومنین(ع) بدانند و در آن شادی كنند. در این شب مردم عمدتا كله‌پاچه تناول می‌كردند و آجیل مراد می‌خوردند. ».

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو